X
تبلیغات
فضیلت تلاوت سوره های قرآن کریم

فضیلت تلاوت سوره های قرآن کریم
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید

پرسش: امروزه علیه حکم اعدام تبلیغ میشود و گفته می شود که باید لغو بشود. و این حکم در بعضی از کشورها لغو شده است. ولی حکم اعدام در قرآن وجود دارد. در این رابطه چه می توان گفت؟

پاسخ: حکم اعدام در قرآن در رابطه با قـاتـلِ قـتـلِ عمد وجود دارد و خداوند قصاص كردن را الزامى شمرده و دعوت به مقابله به مثل نموده است.ولى براى آن كه اين توهم پيش نيايد به دنبال اين حكم مى فرمايد (اگركسى از حق خود بگذرد و عفو و بخشش كـنـد, كـفـاره اى بـراى گناهان او محسوب مى شود, و به همان نسبت كه گذشت به خرج داده خداوند از او گذشت مى كند))(فمن تصدق به فهو كفارة له )

از نظر حـقـوقـی  :  تـعـیـیـن تکـلـیـفِ قـاتـلِ قـتـل عـمـد چـنـانـکـه قـرآن گـفـتـه از حـقـوق بـازمـانـدگـان فـرد مـقـتـول است و به آنها مربوط می شود. به سازمانهای حـقـوق بشری یا دولت و یا غـیـره مربوط نمی شود.

(آيـه 44 سوره مائده)ـ ايـن آيه و آيه بعد, بحث گذشته را تكميل كرده , و اهميت كتاب آسمانى موسى , يعنى تـورات را چـنـين شرح مى دهد: ((ما تورات را نازل كرديم كه درآن هدايت و نور بود)) هدايت به سـوى حـق و نـور و روشنايى براى برطرف ساختن تاريكيهاى جهل و نادانى (انا انزلنا التورية فيها هدى ونور).
((بـه همين جهت پيامبران الهى كه در برابرفرمان خدا تسليم بودند و بعد ازنزول تورات روى كار آمـدنـد هـمـگـى بر طبق آن براى يهود, حكم مى كردند)) (يحكم بها النبيون الذين اسلموا للذين هادوا).
نـه تـنها آنها چنين مى كردند بلكه ((علماى بزرگ يهود و دانشمندان با ايمان وپاك آنها, بر طبق ايـن كتاب آسمانى كه به آنها سپرده شده بود, و بر آن گواه بودندداورى مى كردند)) (والربانيون والا حبار بما استحفظوا من كتاب اللّه وكانوا عليه شهدا).
در ايـنـجـا روى سـخـن را بـه آن دسته از دانشمندان اهل كتاب كه درآن عصرمى زيستند كرده , مـى گويد: ((از مردم نترسيد (و احكام واقعى خدا را بيان كنيد) بلكه از مخالفت من بترسيد)) كه اگـر حق را كتمان كنيد مجازات خواهيد شد (فلا تخشواالناس واخشون ) و همچنين ((آيات خدا را به بهاى كمى نفروشيد)) (ولا تشتروابـاياتى ثمنا قليلا ).
در حـقيقت سرچشمه كتمان حق و احكام خدا يا ترس از مردم و عوامزدگى است و يا جلب منافع شـخـصى و هركدام باشد نشانه ضعف ايمان و سقوطشخصيت است , و در جمله هاى بالا به هر دو اشاره شده است .
و در پـايـان آيه , حكم قاطعى در باره اين گونه افراد كه بر خلاف حكم خدا داورى مى كنند صادر كـرده , مى فرمايد: ((آنها كه بر طبق احكام خدا داورى نمى كنند,كافرند)) (ومن لم يحكم بم انزل اللّه فاولئك هم الكافرون ).
(آيه 45).

 

قصاص و گذشت !.

ايـن آيـه قسمت ديگرى از احكام جنايى و حدود الهى تورات را شرح مى دهد, و مى فرمايد: ((ما در تـورات قانون قصاص را مقرر داشتيم كه اگر كسى عمد   ابيگنا هى را به قتل برساند اولياى مقتول مى توانند قاتل را در مقابل اعدام نمايند))(وكتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس ).
((و اگـر كسى آسيب به چشم ديگرى برساند و آن را از بين ببرد او نيز مى تواند,چشم او را از بين ببرد)) (والعين بالعين ) ((و همچنين در مقابل بريدن بينى , جايزاست بينى جانى بريده شود)) (و الا نف بالا نف ) ((و نيز در مقابل بريدن گوش , بريدن گوش طرف , مجاز است )) والا ذن بالا ذن ) ((و اگـر كـسـى دنـدان ديـگـرى را بشكند اومى تواند دندان جانى را در مقابل بشكند)) (والسن بـالسن ) ((و بطوركلى هر كس جراحتى و زخمى به ديگرى بزند, در مقابل مى توان قصاص كرد)) (والجروح قصاص ).
بـنـابـرايـن , حـكم قصاص بطور عادلانه و بدون هيچ گونه تفاوت از نظر نژاد وطبقه اجتماعى و طايفه و شخصيت اجرا مى گردد.
ولى براى آن كه اين توهم پيش نيايد كه خداوند قصاص كردن را الزامى شمرده و دعوت به مقابله به مثل نموده است , به دنبال اين حكم مى فرمايد: ((اگركسى از حق خود بگذرد و عفو و بخشش كـنـد, كـفـاره اى بـراى گناهان او محسوب مى شود, و به همان نسبت كه گذشت به خرج داده خداوند از او گذشت مى كند))(فمن تصدق به فهو كفارة له ).
و در پـايـان آيـه مى فرمايد: ((كسانى كه بر طبق حكم خداوند, داورى نكنندستمگرند)) (ومن لم يحكم بم انزل اللّه فاولئك هم الظالمون ).
چه ظلمى از اين بالاتر كه ما گرفتار احساسات و عواطف كاذبى شده و ازشخص قاتل به بهانه اين كه خون را با خون نبايد شست بكلى صرف نظر كنيم !.
(آيه 46)ـ در تعقيب آيات مربوط به تورات , در اين آيه اشاره به وضع انجيل كرده , مى گويد: ((پس از رهـبـران و پـيـامـبران پيشين , مسيح را مبعوث كرديم , درحالى كه (به حقانيت تورات اعتراف داشت و) نشانه هاى او كاملا با نشانه هايى كه تورات داده بود تطبيق مى كرد)) (وقفينا على آثارهم بعيسى ابن مريم مصدقا لما بين يديه من التورية ).
سپس مى گويد: ((انجيل را در اختيار او گذاشتيم كه در آن هدايت و نور بود))(وآتيناه الا نجيل فيه هدى ونور).
اطلاق نور به اين دو كتاب در قرآن , ناظر به تورات و انجيل اصلى است .
بـار ديـگـر بـه عـنـوان تاكيد, روى اين مطلب تكيه مى كند كه ((نه تنها عيسى بن مريم , تورات را تـصـديق مى كرد, بلكه انجيل كتاب آسمانى او نيز گواه صدق تورات بود)) (ومصدقا لما بين يديه من التورية ).
و در پـايان مى فرمايد: ((اين كتاب آسمانى مايه هدايت و اندرز پرهيزكاران بود)) (وهدى وموعظة للمتقين ).

نکته : منظور از انجیل و تورات کتاب اصلی می باشد

منبع : برگزیده  تفسیر نمونه جلد 1

- مواردى كه حكم زنا اعدام است


آنچه در آيه فوق (آیه 2و 3 سوره نور) در مورد حد زنا آمده است يك حكم عمومى است كه موارد استثنائى هم دارد از جمله زناى محصن و محصنه است كه حد آن با تحقق شرائط اعدام است .
منظور از ((
محصن )) مردى است كه همسرى دارد و همسرش در اختيار او است ، و ((محصنه )) به زنى مى گويند كه شوهر دارد و شوهرش نزد او است ، هر گاه كسى با داشتن چنين راه مشروعى باز هم مرتكب زنا بشود حد او اعدام مى باشد، شرائط و كيفيت اجراى اين حكم در كتب فقهى مشروحا آمده است .
و نيز زناى با محارم حكم آن اعدام است .
همچنين زناى به عنف و جبر كه حكم آن نيز همين است .
البته در بعضى از موارد علاوه بر مساءله تازيانه ، تبعيد و پاره اى ديگر از مجازاتها نيز وجود دارد كه شرح آن را بايد در كتب فقهيه خواند.

مجازات در حضور جمع چرا؟
آيه فوق كه به صورت امر است وجوب حضور گروهى از مؤ منان را به هنگام اجراى حد زنا مى رساند، ولى ناگفته پيدا است كه قرآن شرط نكرده حتما در ملاء عام اين حكم اجرا شود، بلكه بر حسب شرائط و مصالح متفاوت مى گردد حضور سه نفر و بيشتر كافى است ، مهم آن است كه قاضى تشخيص دهد حضور چه مقدار از مردم لازم است .
فلسفه اين حكم نيز روشن است ، زيرا همانگونه كه گفتيم
اولا درس عبرتى براى همگان است و سبب پاكسازى اجتماع ثانيا

شرمسارى مجرم مانع ارتكاب جرم در آينده خواهد شد.
ثالثا هر گاه اجراى حد در حضور جمعى انجام شود قاضى و مجريان حد متهم به سازش يا اخذ رشوه يا تبعيض و يا شكنجه دادن و مانند آن نخواهند شد. رابعا حضور جمعيت مانع از خودكامگى و افراط و زياده روى در اجراى حد مى گردد.
خامسا ممكن است مجرم بعد از اجراى حد به ساختن شايعات و اتهاماتى در مورد قاضى و مجرى حد بپردازد كه حضور جمعيت موضع او را روشن ساخته و جلو فعاليتهاى تخريبى او را در آينده مى گيريد و فوائد ديگر.

 منبع : تفسير نمونه جلد 14 صفحه 364 و 365

[ چهارشنبه دهم مرداد 1386 ] [ 3:8 PM ] [ علی اکبر ملکی 09153715735 ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

لینک های مفید
امکانات وب