خلاصه فضیلت تلاوت قرآن

 

 

نام سوره

ثواب های مربوط به دنیا

حمد

شفای امراض (70 مرتبه خواندن)

بقره

خواندن 4 آیه اول + آیة الکرسی + 3 آیه آخر: امر ناخوشایندی برای او و مالش رخ نمی دهد، شیطان به او نزدیک نمی شود و قرآن را فراموش نمی کند.

انعام

فرشته ای از آسمان هفتم فرود می آید که اگر شیطان خواست او را وسوسه کند با پتک به سرش بکوبد.

توبه و انفال

عرش و ساکنان آن در طول زندگی دنیایش بر او درود می فرستند.

ابراهیم

خواندن سوره حجر و ابراهیم در هر نماز جمعه هرگز دچار فقر ، دیوانگی و بلا نمی شود.

حجر

خواندن سوره حجر و ابراهیم در هر نماز جمعه: هرگز دچار فقر ، دیوانگی و بلا نمی شود.

نحل

از نعمتهایی که خداوند در دنیا به او داده است حسابرسی نمی شود. خواندن در هر ماه: در دنیا تاوان نمی پردازد، 70 نوع بلا که کمترینش دیوانگی، جذام و برص است از او دفع می شود

اسری

خواندن در هر شب جمعه: : از یاران امام زمان (عج) است و تا قبل از مرگ، او را زیارت می کند.

کهف

تا 8 روز از هر فتنه ای در امان است. خواندن 10 آیه: از فتنه دجال در امان است.

مریم

مداومت بر خواندن: تا قبل از مرگ آن چه او را در مورد خود و مال و فرزندش بی نیاز می کند به او می رسد

انبیاء

کسی که این سوره را دوست بدارد و  آن را بخواند: در چشم مردم ابهت و عظمت دارد.

حج

در هر سه روز یک مرتبه خواندن: قبل از تمام شدن سال به حج می رود و اگر در سفر بمیرد وارد بهشت می شود.

شعراء،نمل و قصص

خواندن سوره شعرا، نمل و قصص در شب جمعه: در دنیا سختی نمی کشد

سبأ و فاطر

خواندن سبأ و فاطر در روز: از خیر دنیا و آخرت آن چه گمان ندارد به او می رسد. و در آن روز ناگواری به او نمی رسد.

صافات

خواندن در هر روز جمعه: از هر آفتی محافظت می شود، هر بلایی در دنیا از او دور می شود، وسیع ترین رزق ممکن به او می رسد، هیچ بدی از ناحیه ابلیس یا شخص جبار به بدن یا مالش نمی رسد

زمر

خداوند امید او را نامید نمی کند

غافر

خواندن در نماز شب: گردش در باغهای بهشت

فصلت

در دنیا به گونه ای خواهد بود که دیگران بر او غبطه می خورند.

احقاف

خواندن در هر شب یا هر شب جمعه: در زندگی دنیا دچار ترس و وحشت نمی شود

محمد

در دینش تردید وارد نمی شود، هرگز دچار فقر نمی شود، همواره تا زمان مرگ از کفر و شرک در امان است.

ق

مداومت بر خواندن در نمازهای واجب و مستحبی: وسعت رزق.

ذاریات

خداوند امور زندگی اش را اصلاح می کند، رزقش را وسیع می کند.

طور

خیر دنیا و آخرت نصیبش می شود.

نجم

مداومت بر خواندن در هر روز یا هر شب: مردم او را می ستایند و دوستش می دارند.

الرحمن

خداوند به ضعفش رحم می کند و شکر نعمت ها را به جای می آورد

واقعه

خواندن در هر شب: هرگز دچار فقر نمی شود. خواندن در هر شب جمعه:
خداوند او را دوست می دارد و محبت او را در دل مردم می اندازد. هرگز در دنیا دچار فقر، آفت و سختی نمی شود.

حدید

خواندن حدید و مجادله در نمازهای واجب: خداوند او را تا زمان مرگ عذاب نمی کند، در مورد خود و خانواده اش بدی نمی بیند و از نظر بدن و جسم محتاج کسی نمی شود.

 

سیره اخلاقی امام رضا (ع)

سيره اخلاقی امام رضا ع ـ نوشته اول

تواضع و فروتنی

امام عليه السلام وارد حمام عمومي شد، شخصي در حمام بود كه امام عليه السلام را نمي شناخت به او گفت : بدن مرا كيسه بكش . امام عليه السلام شروع كرد بدن وي را كيسه مي زد كه مردم او را شناختند و آن مرد از كاري كه كرده بود شرمنده گرديد و از آن حضرت معذرت خواهي مي كرد. اما امام عليه السلام او را دلداري مي داد و به كار خود ادامه مي داد.

منبع داستان : قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام)  نوشته محمد رضا اکبري

نماز عید

ماءمون ، خليفه باهوش و با تدبير عباسي ، پس از آنكه برادرش محمدامين را شكست داد و از بين برد و تمام منطقه وسيع خلافت آن روز تحت سيطره و نفوذش واقع شد، هنوز در مرو (كه جزء خراسان آن روز بود) به سر مي برد كه نامه اي به امام رضا عليه السلام در مدينه نوشت و آن حضرت را به مرو احضار كرد.

حضرت رضا عذرهايي آورد و به دلايلي از رفتن به مرو معذرت خواست . ماءمون دست بردار نبود نامه هاي پشت سر يكديگر نوشت تا آنجا كه بر امام روشن شد كه خليفه دست بردار نيست . امام رضا از مدينه حركت كرد و به مرو آمد. ماءمون پيشنهاد كرد كه بيا و امر خلافت را به عهده بگير. امام رضا كه ضمير ماءمون را از اول خوانده بود و مي دانست كه اين مطلب صد در صد جنبه سياسي دارد، به هيچ نحو زير بار اين اين پيشنهاد نرفت . مدت دو ماه اين جريان ادامه پيدا كرد، از يك طرف اصرار و از طرف ديگر امتناع و انكار. آخرالامر ماءمون كه ديد اين پيشنهاد پذيرفته نمي شود، موضوع ولايت عهد را پيشنهاد كرد.

اين پيشنهاد را امام با اين شرط قبول كرد كه صرفا جنبه تشريفاتي داشته باشد، و امام مسؤ ليت هيچ كاري را به عهده نگيرد و در هيچ كاري دخالت نكند. ماءمون هم پذيرفت . ماءمون از مردم بر اين امر بيعت گرفت . به شهرها بخشنامه كرد و دستور داد به نام امام سكه زدند و در منابر به نام امام خطبه خواندند. روز عيدي رسيد (عيد قربان) ماءمون فرستاد پيش امام و خواهش كرد كه در اين عيد شما برويد و نماز عيد را با مردم بخوانيد تا براي مردم اطمينان بيشتري در اين كار پيدا شود. امام پيغام داد كه :پيمان ما بر اين بوده كه در هيچ كار رسمي دخالت نكنم ، بنابراين از اين كار معذرت مي خواهم . ماءمون جواب فرستاد: مصلحت در اين است كه شما برويد تا موضوع ولايت عهد كاملاً تثبيت شود. آن قدر اصرار و تاءكيد كرد كه آخرالامر امام فرمود:مرا معاف بداري بهتر است و اگر حتما بايد بروم ، من همان طور اين فريضه را ادا خواهم كرد كه رسول خدا و علي بن ابيطالب ادا مي كرده اند.

ماءمون گفت :اختيار با خود تو است ، هر طور مي خواهي عمل كن . بامداد روز عيد، سران سپاه و طبقات اعيان و اشراف و ساير مردم ، طبق معمول و عادتي كه در زمان خلفا پيدا كرده بودند، لباسهاي فاخر پوشيدند و خود را آراسته بر اسبهاي زين و يراق كرده ، پشت در خانه امام ، براي شركت در نماز عيد حاضر شدند. ساير مردم نيز در كوچه ها و معابر خود را آماده كردند و منتظر موكب با جلالت مقام ولايت عهد بودند كه در ركابش ‍ حركت كرده به مصلي بروند، حتي عده زيادي مرد و زن در پشت بامها آمده بودند تا عظمت و شوكت موكب امام را از نزديك مشاهده كنند. و همه منتظر بودند كه كي در خانه امام باز و موكب همايوني ظاهر مي شود. از طرف ديگر، حضرت رضا، همان طور كه قبلاً از ماءمون پيمان گرفته بود، با اين شرط حاضر شده بود در نماز عيد شركت كند كه آن طور مراسم را اجرا كند كه رسول خدا و علي مرتضي اجرا مي كردند، نه آن طور كه بعدها خلفا عمل كردند، لهذا اول صبح غسل كرد و دستار سپيدي بر سر بست ، يك سر دستار را جلو سينه انداخت و يك سر ديگر را ميان دو شانه ، پاها را برهنه كرد، دامن جامه را بالا زد و به كسان خود گفت شما هم اين طور بكنيد.

عصايي در دست گرفت كه سر آهنين داشت . به اتفاق كسانش از خانه بيرون آمد و طبق سنت اسلامي ، در اين روز با صداي بلند گفت :اَللّهُ اَكْبَرُ اللّهُ اَكْبَر. جمعيت با او به گفتن اين ذكر هم آواز شدند و چنان جمعيت با شور و هيجان هماهنگ تكبير گفتند كه گويي از زمين و آسمان و در و ديوار، اين جمله به گوش مي رسيد، لحظه اي جلو در خانه توقف كرد و اين ذكر را با صداي بلند گفت :اَللّه اَكْبَرُ اللّهُ اَكْبَرُ اَللّهُ اَكْبَرُ عَلي ما هَدانا، اللّهُ اَكْبَرُ عَلي ما رَزَقَنا مِنْ بَهيمَةِ اْلاَنْعامِ، اَلْحَمْدُللّهِِ عَلي ما اَبْلانا.

تمام مردم با صداي بلند و هماهنگ يكديگر اين جمله را تكرار مي كردند، در حالي كه همه به شدت مي گريستند و اشك مي ريختند و احساساتشان به شدت تهييج شده بود. سران سپاه و افسران كه با لباس رسمي آمده بر اسبها سوار بودند و چكمه به پا داشتند، خيال مي كردند مقام ولايت عهد، با تشريفات سلطنتي و لباسهاي فاخر و سوار بر اسب بيرون خواهد آمد. همينكه امام را در آن وضع ساده و پياده و توجه به خدا ديدند، آن چنان تحت تاءثير احساسات خود قرار گرفتند كه اشك ريزان صدا را به تكبير بلند كردند و با شتاب خود را از مركبها به زير افكندند و بي درنگ چكمه ها را از پا درآوردند. هركس چاقويي مي يافت تا بند چكمه ها را پاره كند و براي باز كردن آن معطل نشود، خود را از ديگران خوشبخت تر مي دانست .

 طولي نكشيد كه شهر مرو پر از ضجه و گريه شد، يكپارچه احساسات و هيجان و شور و نوا شد. امام رضا بعد از هر ده گام كه برمي داشت ، مي ايستاد و چهار بار تكبير مي گفت و جمعيت با صداي بلند و با گريه و هيجان ، او را مشايعت مي كردند. جلوه و شكوه معنا و حقيقت ، چنان احساسات مردم را برانگيخته بود كه جلوه ها و شكوههاي مظاهر مادي كه مردم انتظار آن را مي كشيدند از خاطرها محو شد، صفوف جمعيت با حرارت و شور به طرف مصلي حركت مي كرد. خبر به ماءمون رسيد، نزديكانش به او گفتند اگر چند دقيقه ديگر اين وضع ادامه پيدا كند و علي بن موسي به مصلي برسد، خطر انقلاب هست .

ماءمون بر خود لرزيد. فورا فرستاد پيش حضرت و تقاضا كرد كه بر گرديد؛ زيرا ممكن است ناراحت بشويد و صدمه بخوريد، امام كفش و جامه خود را خواست و پوشيد و مراجعت كرد و فرمود:من كه اول گفتم از اين كار معذورم بداريد.

منبع داستان : کتاب داستان نوشته آیت الله شهید مرتضی مطهری

 

سيره اخلاقی امام رضا ع ـ نوشته دوم

 

احترام به مهمان

 

مهماني بر امام رضا عليه السلام وارد شد، حضرت نزد او نشسته بود و با وي صحبت مي كرد به گونه اي كه بخشي از شب را با يكديگر مي گذراندند، در اين هنگام چراغ روشنائي داراي مشكل و خرابي شد. مهمان امام رضا عليه السلام كه خرابي چراغ رامشاهده مي كرد دست برد تا آن را اصلاح كند. در اين هنگام حضرت مانع كار او شد و خود آن را درست كرد و سپس فرمود. انا قوم لا مستخدم اضيافنا ما خانداني هستيم كه مهمانان خود را به خدمت نمي گيريم.

منبع داستان : قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) نوشته محمد رضا اکبري

سفر معصیت

دو نفر مسافر به خراسان آمدند و براي آنكه وظيفه خود را درباره خواندن نماز بدانند به محضر امام رضا عليه السلام رسيدند و سوال كردند ما از فلان جا آمديم ، آيا نماز ما تمام است يا شكسته ؟ امام عليه السلام به يكي از آنها فرمود: نماز تو شكسته است زيرا قصد ملاقات مرا داشته اي و به ديگري فرمود: نماز تو تمام است زيرا تو قصد ملاقات با سلطان را داشته اي . (و چنين سفري كه قصد ملاقات با سلطان ستمگر صورت گيرد سفر معصيت است و چنين سفري موجب شكسته شدن نماز نمي گردد).

منبع داستان : قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) نوشته محمد رضا اکبري

 

سيره اخلاقی امام رضا ع ـ نوشته سوم

اعجاز امامت

نوفل گفت : رضا عليه السلام از ماءمون اجازت خواست كه دارو مي خورم و به چشمه آب گرم مي روم . مرا هفت روز معاف دار و رسولان تو به من نيايند. ماءمون وي را اجازت داد. رضا عليه السلام به سرچشمه رفت و آنجا خيمه زد. ماءمون روز مي شمرد. روز هشتم برنشست و به سر چشمه رفت .

امام رضا عليه السلام آنجا بود. وي را پرسيد و باز آمد. بسي بر نيامد كه از مدينه پيكي رسيد كه رضا عليه السلام در فلان روز به اينجا رسيد و از اينجا به مكه شد. عامل مكه نيز نامه نوشت كه رضا عليه السلام اينجاست .

همين ساعت كه رسيد من تو را اعلام كردم . ماءمون نامه ها بديد، تعجب كرد. برخاست و پيش رضا عليه السلام رفت و گفت : از من درخواستي كه دارو مي خورم و به آب گرم مي روم به مدينه و مكه شدي ؟! حق تعالي تو را علمي عظيم داده است ، من برادر و پسر عم توام ؛ از آن حرفي به من آموز كه بدان نفع گيرم . رضا عليه السلام گفت : اگر من خضر بودمي بدان قادر نبودمي. ماءمون ملعون بخنديد و گفت : به خداي كه رفتي و باز آمدي و تو حجت خدايي و ولي اين امت.

منبع داستان : داستان عارفان نوشته کاظم مقدم

 

سيره اخلاقی امام رضا ع ـ نوشته چهارم

حسن برخورد با مردم

يسع بن حمزه مي گويد: در مجلس حضرت رضا (ع) بودم و جمعيت بسياري در مجلس حضور داشتند، و از آنحضرت سؤال مي كردند و از احكام حلال و حرام مي پرسيدند و امام رضا(ع) پاسخ آنها را مي داد، در اين ميان ، ناگهان مردي بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد وسلام كرد و به امام هشتم (ع) عرض نمود: من از دوستان شما و پدر و اجداد پاك شما هستم در سفر حج ، پولم تمام شده و خرجي راه ندارم تا به وطنم برسم ، اگر امكان دارد، خرجي راه را به من بده تا به وطنم برسم ، خداوند مرا از نعمتهايش برخوردار نموده است ، وقتي به وطن رسيدم ، آنچه به من داده اي معادل آن ، از جانب شما صدقه مي دهم ، چون خودم مستحق صدقه نيستم .

امام رضا به او فرمود: بنشين ، خدا به تو لطف كند،سپس امام رو به مردم كرد، و به پاسخ سؤالهاي آنها پرداخت . سپس مردم همه رفتند، و تنها آن مرد مسافر، و من و سليمان جعفري و خثيمه در خدمت امام مانديم . امام (ع) به ما فرمود: اجازه مي دهيد به خانه اندرون بروم ؟ سليمان عرض ‍ كرد: خداوند امر و اذن شما را بر ما مقدم داشته است . حضرت برخاست و وارد حجره اي شد و پس از چند دقيقه باز گشت ، و او پشت در فرمود: آن مرد (مسافر) خراساني كجاست ؟ خراساني بر خاست و گفت :اينجا هستم


امام از بالاي در دستش را به سوي مسافر دراز كرد و فرمود: اين مقدار دينار را بگير و خرجي راه خود را با آن تاءمين كن ، و اين مبلغ مال خودت باشد ديگر لازم نيست از ناحيه من ، معادل آن صدقه بدهي ، برو كه نه تو مرا ببيني و نه من تو را ببينم . مسافر خراساني پول را گرفت و رفت .


سليمان به امام رضا عرض كرد: فدايت گردم كه عطا كردي و مهرباني فرمودي ولي چرا هنگام پول دادن ، به مسافر، خود را نشان ندادي و پشت در خود را مستور نمودي ؟! امام رضا(ع) در پاسخ فرمود: مخافة ان اري ذل السّؤال في وجهه لقضائي حاجته : از آن ترسيدم كه شرمندگي سؤال را در چهره او بنگرم از اين رو كه حاجتش را بر مي آورم . و آيا سخن رسول خدا (ص) را نشنيده اي كه فرمود: المستتر بالحسنة تعدل سبعين حجة ، والمذيع بالسّيئة مخذول ، والمستتر بها مغفور له .: پاداش آنكس كه كار نيكش را مي پوشاند معادل پاداش هفتاد حج است ، و آنكس كه آشكار گناه مي كند، مورد طرد خدا است ، و آنكس كه گناهش را مي پوشاند، (درصورت توبه) مورد آمرزش خدا قرار مي گيرد.

منبع داستان : کتاب داستان دوستان نوشته محمد محمدي اشتهاردي

 

سيره اخلاقی امام رضا ع ـ نوشته پنجم

دفاع از مستضعفين

ياسر، خادم مامون گويد: در حضور حضرت رضا (عليه السلام) بوديم ناگهان صداي قفل دربي كه از خانه مامون به خانه حضرت رضا (عليه السلام) باز مي شد به صدا در آمد، امام به حاضران فرمود: متفرق شويد، آنها رفتند، مامون از همان در وارد شد،

امام خواست جلو پاي مامون برخيزد مامون آن حضرت را به رسول خدا (صلي الله عليه وآله) سوگند داد برنخيزد، سپس امام را در آغوش گرفت و بوسيد و كنارش ‍ نشست ، و نامه اي در آورد و خواند كه در آن نوشته بود سپاه اسلام قريه هاي كابل را فتح كرده اند... امام به مامون فرمود: از فتح اين قريه ها خوشحال شدي ؟

 امام فرمود: اي رئيس ! در مورد امت محمد (صلي الله عليه وآله) و در مورد سلطنتي كه بر آنها داري از خدا بترس و پرهيزكار باش چرا كه تو امور مسلمانان را تباه ساخته اي و شوون آنها را به غير آنها واگذاشته اي كه هر طور خود بخواهند انجام مي دهند، تو اين قريه ها را فتح كرده اي ولي مركز وحي و هجرت (مدينه) را فراموش كرده اي ،

مهاجران و انصار مورد ظلم قرار مي گيرند، يك عمر بر مظلوم مي گذرد و همچنان در سختي بسر مي برد و از تامين زندگي ابتدائي عاجز است و كسي نيست تا شكايت خود را به او بكند و دستش به تو نمي رسد، از خدا بترس ، در مورد شوون مسلمانان ، برو به مدينه خانه نبوت و مركز مهاجران و انصار، آيا نمي داني كه حاكم مسلمانان همچون عمود (ستون) خيمه است كه در وسط خيمه قرار گرفته و هر كس بخواهد دستش به آن مي رسد؟ مامون گفت : چه بايد كرد؟


امام فرمود: به حجاز برو و به شوون مسلمانان برس و مستقيما با مردم آنجا صحبت كن و دردهاي آنها را بشنو و به حوائج آنها رسيدگي كن ، فرداي قيامت خداوند تو را به حساب مي كشد و از تو باز خواست مي كند. مامون تحت تاثير گفتار امام رضا (عليه السلام) قرار گرفت ، اما ذوالرياستين ، مامون را از تصميم خود به رفتن حجاز پشيمان كرد.

منبع داستان : کتاب داستان صاحبدلان نوشته محمد مهدی اشتهاردی

 

تعیین اجرت

سليمان بن جعفر گويد: براي انجام بعضي از كارها همراه امام رضا عليه السلام بودم تا اين كه خواستم به خانه ام باز گردم . حضرت فرمود: برگرد و با من بيا و امشب را نزد من بمان . من هم برگشتم و به همراه او حركت كرديم تا اينكه وارد منزل شديم .

حضرت نگاهي به غلامان خود كرد كه مشغول گل كاري و ساختن اصطبل بودند و بعضي از آنها كارهاي ديگر انجام مي دادند. در بين آنها غلام سياهي كه غريب بود كار مي كرد. امام عليه السلام به غلامان خود گفت : اين مرد اينجا چه مي كند؟ آنها در جواب گفتند: او به ما كمك مي كند و ما هم چيزي در برابر به او خواهيم داد.

امام عليه السلام فرمود: اجرت او را تعيين كرديد؟ گفتند: نه ما هر چه به او بدهيم راضي است . حضرت به سراغ ايشان رفت تا با تازيانه آنها را كتك بزند و بسيار ناراحت شد كه چرا اجرت او را معين نكرديد؟ سليمان بن جعفر مي گويد: من به امام عليه السلام عرض كردم : چرا شما خود را ناراحت كرده ايد؟

فرمود: من بارها آنها را از اين كار نهي كرده ام كه بايد اجرت هر كس را كه مي خواهند به كار گيرند با او تعيين كنند و اي سيلمان اين را بدان كسي بدون تعيين مزد براي تو كار نمي كند مگر اينكه اگر سه برابر مزد او هم به وي بپردازي باز هم گمان دارد به او كم داده اي ، اما وقتي مزد او را معين كردي و به او پرداختي از تو تشكر مي كند كه به آنچه معين شده عمل كرده اي ، حال اگر كمي بر آن بيفزايي از تو قدرداني مي كند و مي بيند كه تو بر مزد او افزوده اي.

منبع داستان : قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) نوشته محمد رضا اکبري

 

منبع : http://imam-rezaa.persianblog.ir

میلاد امام رضا (ع)

سالروز میلاد امام رضا (ع۹ بر تمام مسلمین جهان و پیروان آنحضرت مبارکباد.

زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي

لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

 

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت �رضا� است و در سبب اين لقب گفته اند: �او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.�

مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با  سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

 

... همراه با کبوتران حرم 

خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند:

�نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. �

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى  مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مامون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايت عهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگرچه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايت عهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام(ع) براي خود نديد.

سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹  صفر سال ۲۰۳  ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.  منبع : سایت ایرنا

فشار عصبی

کاهش فشار عصبی ناشی از کار

                                      

همه ما گاهی درگیر فشارعصبی شده ایم . فشارعصبی سودمند می تواند تعداد کمی ازافراد را به قهرمان تبدیل کند درصورتی که فشارعصبی زیان بخش تعداد زیادی ازافراد را دچار یاس وناامیدی وبیماری های جسمی می کند . فشارعصبی ناشی ازکار،به « بیماری نامرئی » مشهوراست که می تواند برفرد، سازمان وافراد درون آن تاثیر بگذارد . بنابراین هرگز نباید آن راکوچک شمرد . دراین مقاله قصد داریم تا شما رابا علایم فشار عصبی ناشی ازکار و راه های مقابله با آن آشنا کنیم.

            فشارعصبی چیست ؟

عارضه ای است که سلامت جسمی وفکری فرد را به مخاطره می اندازد وزمانی به وجود می آید که بدن بیشتر ازحد معمول ازتوانایی هایش استفاده میکند.زمانی که فشارفیزیکی وروانی برانسان وارد می شود، ترشح هورمونی هایی مانند آدرنالین وکورتیزول دربدن افزایش می یابد . این هورمون ها تغییرات عمده ای را درضربان قلب ، فشار خون ،سوخت وسازبدن وفعالیت فیزیکی به وجود می آورند. این واکنش ها درزمانی که فرد تحت فشاراست کمک می کنند که کارآیی او افزایش یابد ، اما دردرازمدت برای بدن مضر هستند .

علاوه برزیان های فردی ،عوارض عمومی فشارعصبی همچنان بالاو رو به افزایش است . هزینه های خدمات عمومی نظیر مراقبت بهداشتی ازکسانی که دراثر فشار عصبی دچار بیماری یابازنشستگی زودهنگام شده اند ، کمک های درحال ارائه به معلولینی که دراثرفشار عصبی ناتوان شده اند و.... برجامعه سنگینی می کند .علاوه براین فشارعصبی ،افراد را دچار زودرنجی وتحرک پذیری می کند واین موضوع برکیفیت کلی زندگی افراد تاثیر سوء به جا می گذ ارد .علایمی نظیر بی حوصلگی ونوسان دررفتار ممکن است همکاران ، دوستان وخانواده فرد را ازاو بیزار کند. گاهی هم این مسئله می تواند یک دور باطل ازاعتماد به نفس رو به زوال را ایجاد کند که به مشکلات عاطفی جدی تری نظیر افسردگی منجرمی شود. 

 

اثرات فشارعصبی برسلامت بدن

یکی ازدلایل عمده بروز بسیاری ازعوارض مانند فشارخون بالاو بیماری های قلبی ، فشارعصبی درازمدت است.درعین حال این گونه فشارهای طولانی مدت می تواند خطرابتلا به بیماری های فکری وروانی را نیز افزایش  دهد تغییرات رفتاری ناشی ازفشاربالای عصبی مانند کشیدن سیگار به میزان زیاد واحیانا استفاده از مواد مخدر نیزمنجر به کاهش چشمگیر سطح سلامت جسمی می شود . داروهای تجویزشده مانند آ رام بخش ها اگر چه درکوتاه مدت برای تسکین اضطراب مفیدند ،ولی اعتیاد آور هم هستند وعوارض جانبی همچون کاهش تمرکز، ضعف درهماهنگی باهمکاران وسردرگمی را به همراه دارند وچون دلایل اصلی فشارعصبی رااز بین نمی برند ، لذا درمان مناسبی محسوب نمی شوند. فشارعصبی ناشی از کارخواه ناخواه برجنبه های دیگر زندگی فرد هم تاثیر می گذارد اتخاذ تصمیم های اشتباه درمحل کارومنزل ممکن است به  حادثه ودرگیری ،خسارت مالی یا حتی ازدست دادن شغل فرد منتهی شود.

 

      اثرات فشارعصبی ناشی ازکاربرخانواده

فشارعصبی ناشی ازکارمی تواند کانون خانواده را به نابودی بکشاند .خصوصا درمواردی که زوجین به صورت تمام وقت کارمی کنند ویا حتی دوشغل دارند . اگرکار سخت وفشارزا باشد ، دیگر برای حمایت ورسیدگی به خانواده انرژی باقی نمی ماند . اگربحث مراقبت ازبچه ها نیزدرمیان باشد ،فشارعصبی مشکل دیگری ایجاد می کند که ناشی ازکاروبچه داری است . درمجموع روابط اعضای خانواده رو به سردی می گذارد وفضای آکنده ازمهر ومحبت خانواده به فضای سرد وتنفرآمیز تبدیل می شود.

 

          علایم فشارعصبی ناشی ازکار

فیزیکی : بی خوابی ، سردرد ،احساس خستگی مداوم ، نامنظم شدن وضعیت گوارشی ( خصوصا دفع مدفوع) سوزش معده ،زخم معده ، بی اشتهایی یازیاد خوردن ، گرفتگی عضلات و.... به خاطر داشته باشید که وجود هرکدام ویاچند علامت نامبرده دلیل بالا بودن فشارمحیط کارشما نیست .ازاین بابت حساسیت زیاد به خرج ندهید!

فشارعصبی ناشی ازکار می تواند برفرد، سازمان وافراد درون آن تاثیر بگذارد.

زمانی که فشارفیزیکی وروانی برانسان وارد می شود ، ترشح هورمون هایی دربدن افزایش می یابد که دردرازمدت برای بدن بسیارمضر هستند.

یکی ازدلایل عمده بروز بسیاری ازعوارض مانند فشارخون بالا وبیماری های قلبی ،فشار عصبی درازمدت است.

روانی : تندمزاجی ،حملات عصبی ، تحرک پذیری کم شدن احساس شادی ، ضعف درتمرکز ،کم شدن حافظه ، احساس گناه ، بی تفاوتی ،احساس بیچارگی وشکست ، عدم توجه به وضع ظاهری ،عدم توانایی درتصمیم گیری واحساس بی ارزش بودن

 

     دلایل ایجاد فشارعصبی درمحیط کار

فشار کاردربرخی موارد به نوع وماهیت کارمربوط می گردد . به این معنی که برخی مشاغل ذاتا پراسترس هستند .مثلا مشاغل مربوط به حرفه پزشکی ،کارمندان بازار بورس ، خبرنگاران روزنامه ها، تجار ، مدیران تبلیغاتی ،برنامه ریزان درسطح کلان و..

یکی ازدلایل مهم ایجاد فشار درکاربالابودن « تقاضای کاری » بیش ازحد وتوان فرداست . به این معنی که فرد احساس کند تقاضای محیط کاربیش ازتوان اوست واو برای برآورده کردن آنها باید تلاش بسیاری به خرج دهد.

یک دلیل دیگر می تواند پایین بودن « محدوده اختیارات کاری» فرد باشد بسیاری ازصاحب نظران دراین زمینه این عامل رادرحد بالابودن تقاضای کاری می دانند .اگر فرددرمحیط کارخود ازحدود اختیارات بالایی برخوردار باشد مسلما با افزایش تقاضای کاری بهتر کنارخواهد آمد . نمونه بارزاین مسئله مقایسه یک کارمند زیردست بارئیس اوست . کارمند مجبوراست کارها راطبق برنامه دیکته شده انجام دهد اما رئیس می تواند با وجود بارکاری بالا، برنامه ها را تغییر دهد. دستور وظایف رابازنویسی کند ، تنبیه وتشویق کند وخلاصه ازاختیارات بالایی برخوردار است.

وضعیت حقوق ومزایا ، روابط همکاران باهم وبارئیس خود ، محیط فیزیکی دلچسب وعاری ازخطر، احساس جاری بودن عدل وانصاف درارزشیابی کارکنان وچند عامل دیگر نیز می توانند درکم وزیاد کردن فشارکاری تاثیرگذارباشند.

 

     چند توصیه برای کاهش فشارعصبی ناشی ازکار

1- هرگاه دچار فشارعصبی شدید ، چند دقیقه دست ازکار بکشید ودرمحلی مانند حیاط یا راهروی محل کارقدم بزنید .

2- ازانجام کارهای اداری درمنزل خود داری کنید.

3- مراقب  هرگونه تغییر دروضعیت سلامت خودباشید.

4- ازافرادی که دچار فشارعصبی نمی شوند الگو بگیرید .

5- ازکارکردن درساعت های طولانی وتعطیلات آخرهفته اجتناب کنید.

6- هرچیزی را که به شما درایجاد آرامش کمک می کند یادداشت کنید.

7- هرزمان که احساس کردید کارهای زیادی برای انجام دادن دارید حداقل یک کار را تفویض کنید.

8- سعی کنید حتی المقدور میزکارتان رانزدیک پنجره قراردهید.

9- خود را قانع کنید که ممکن است خواهان خیلی چیزها باشید اما امکان دسترسی به آنها را نداشته باشید.

10- برای حفظ ونگهداری شغل خود به ارزش آن توجه کنید.

11- یادگیری تکنولوژی های جدید ( مثلا کاربا کامپیوتر ) را به تدریج شروع کنید واعتماد به نفس خود را بالا ببرید.

12- قبل ازانتخاب شغل جدید عوامل تنش زای آن را شناسایی کنید.

13- اگر محل زندگی تان نزدیک به محل کاراست گاهی این فاصله را پیاده یا با دوچرخه طی کنید.

14- هرروز ازکارهایی که باید انجام دهید لیستی تهیه کنید وپس ازانجام دادن هرکارروی آن خط بکشید تا لیست کوتاه شود . این کار رضایتمندی شما را افزایش می دهد.

15- « نه » گفتن را یاد بگیرید. وقتی ازپس کاری برنمی آیید یا وقت انجام آن را ندارید ، لزومی ندارد آن را به گردن بگیرید.

16- به عقاید دیگران احترام بگذارید .همیشه حق با  شما نیست !

17- برای تعطیلات آخرهفته فعالیت هایی را برنامه ریزی کنید اجازه ندهید روزها همین طور بی برنامه وبیهوده بگذرند.

18- ورزش می تواند به صورت موقت خشم را درمان کند .حتی اگر آن را پشت میزودرحالی که روی صندلی خود نشسته اید انجام دهید!

 

 

آشنا 101  مریم پوردهقان – کارشناس ارشد آموزش پرستاری

 

منابع:

1- بررسی ارتباط شدت فشارشغلی وفشارخون درطی نوبت کاری پرستاران. پایان نامه کارشناسی ارشد ،پوردهقان ، مریم ، 1378

2- هیندل ،تیم ، کاهش فشار درمحیط کار،ترجمه منتظری ، محمد. انتشارات سارگل ، 1381

3- کوپر ،کاری ال، فشار روانی و راه های شناخت ومقابله انتشارات رشد 1373

ضرب المثل

ضرب المثل های فارسي و آيات قرآنی

 1-    كبوتر با كبوتر باز با باز        كند همجنس با همجنس پرواز

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ(نور/26) زنهاي ناپاك و زشتكار ، شايسته ي مردان ناپاكند و همچنين مردان ناپاك ، شايسته ي زنان ناپاكند . زنهاي پاكدامن نيز، شايسته ي مردان پاكدامن ، و مردان پاكدامن ، شايسته ي زنان پاكدامنند .

2 -   هر چه كني به خود كني      گر همه خوب و بد كني

إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا (اسراء/7) اگر احسان و خوبي كنيد ، به خودتان خوبي كرده ايد و اگر بدي كنيد ، به خود بدي كرده ايد .

3-   چو ايزد ببندد ز حكمت دري     به رحمت گشايد در ديگري  

مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا (بقره /106) هر آيه اي را كه منسوخ كنيم يا آن را متروك سازيم ، بهتر از آن يا مثل آن را مي آوريم .

 4 - واعظان كين جلوه بر محراب و منبر مي كنند

  چون به خلوت مي روند آن كار ديگري مي كنند

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ (بقره/44) آيا مردم را به خير و نيكي سفارش مي كنيد و خودتان را فراموش مي نمائيد.

 

 6 - جواب ابلهان خاموشي است

إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً (فرقان /63) هنگامي كه جاهلان آنها را مخاطب مي سازند ، سلام مي دهند .

 7 -  مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد       

وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (نجم /39) براي انسان جز آنچه كه سعي كرده نخواهد بود .

 

 9 -    يار بي پرده از در و ديوار      در تجلي است يا اولي الابصار

فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (بقره /115) به هر طرف كه روي بگردانيد ، آنجا وجه الله است و روي به جانب خداست .

10- سحرخيز باش تا كامروا باشي

وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحْمُوداً (اسراء /79) قسمتي از شب بيداري كن و نافله به جا بياور تا خداوند تو را به مقام محمود برساند .

11- چيست احسان ، را مكافات اي پسر ؟

      لطف و احسان و ثواب معتبر      

هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ (الرحمن /60) آيا پاداش احسان ، چيزي غير از احسان است ؟

 

12- اندر پس هر گريه ، دو صد خنده مهياست .

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً(شرح/6) با هر سختي ، آساني است .

 

13- گله از هيچ كس نبايد كرد          كز تن ماست آنچه بر تن ماست          

وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ(شوري /30) هر مصيبت و گرفتاري كه برايتان پيش مي آيد به دست خودتان ايجاد شده است .

 

14- با سيه دل چه سود گفتن وعظ       نرود ميخ آهنين در سنگ      

أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ (بقره/6) آنها را انذار دهي يا ندهي (فائده ندارد و ) آنها ايمان نمي آورند.

 

15- شكر نعمت ، نعمتت افزون كند       كفر ، نعمت از كفت بيرون كند    

لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ(ابراهيم /7) اگر شكر كنيد ، نعمتها را بر شما افزون مي كنم و اگر كفران نعمت كنيد عذاب من شديد است .

 

17- الا يا ايها الساقي ادر كأساً وناولها        كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد و مشكلها

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (عنكبوت/2) آيا مردم فكر مي كنند همين كه گفتند ايمان آورديم ، رها مي شوند و امتحان نمي گردند ؟

 

21- مخور هول ابليس تا جان دهد         هر آنكس كه دندان دهد نان دهد

وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الأرْضِ إِلا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ (هود /6) هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر اين كه رزقش بر عهده خداوند است .

 

منبع : كتاب لطايف قرآني  / كريمشاهي بيد گلي

لطایف قرآنی و لطیفه

صبر پیامبران

در زمان هارون الرشید ، مردی ادعای پیامبریک کرد . او را پیش هارون الرشید آوردند . خلیفه دستور داد تا پیامبر دروغین را تازیانه بزنند . او را بر زمین انداختند و پشت و پهلوی او را با شلاق سیاه کردند ، و آن بدبخت ، موقع شلاق خوردن ، ناله و فریاد می کرد و خیلی بی صبری می نمود . مأمون که کودکی بیش نبود و در آن جلسه حضور داشت ، نزدیک آمد و خطاب به آن مرد گفت : فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل (احقاف /34 صبر کن همانگونه که پیامبران الوالعزم صبر کردند.

وحي شيطاني

شخصي به (ابن عمر) گفت: مختارگمان مي كند كه به او وحي مي شود. ابن عمر پاسخ داد: البته درست مي گويد، چرا كه خداوند فرموده است:

" و شياطين به دوستان خود وحي( وسوسه ) مي كنند." (انعام /121)

 

مؤذنی اذان می‌گفت و مردم به تعجیل و شتاب ، روی به مسجد می‌نهادند و برای صف نماز جماعت از هم سبقت می‌گرفتند. ظریفی حاضر بود گفت: واللّه اگر مؤذن به جای حَیّ عَلی الصلاة، حَیّ علی الزكات می‌گفت، مردم در فرار از مسجد بر همدیگر سبقت می‌گرفتند!

 

. یكی از خلفای عباسی كه بسیار ظالم و ستمگر بود به یكی از ندیمان خویش گفت: ‌برای من لقبی پیدا كن كه پسوند آن اسم اللّه باشد، مثل اَلْمُعتَصم بِاللّه، آن ندیم پس از لحظه‌ای گفت: هیچ لقبی برای تو مناسب‌تر از «نعوذُ باللّه» نیست!

 

 شخصی شنید كه در شب قدر هزار مرتبه سوره إِنّا أنزلناهُ، باید خواند آن شب هزار مرتبه سوره مباركه را خواند. متأسفانه إِنّا أنزلنا فی لیلة القدر… می‌خواند صبح آن روز او را دیدند كه تسبیح در دست دارد و می‌گوید هُ هُ هُ هُ … به او گفتند چرا چنین می‌گویی؟ گفت: دیشب هُ إنّا أنزلناه را نگفته‌ام، اكنون دارم جبران می‌كنم.

 

 

فردی در اجتماعی گفت: من فتنه را دوست دارم و حقّّ را دشمن می‌دارم و آنكه را ندیده‌ام شهادت می‌دهم. عده‌ای گفتند: قتل او واجب است، او را بكشید! در آن میان حكیمی بود كه فرمود:‌ چرا چنین حكم می‌كنید؟!

 

 

گفته او مورد تأیید و قبول همگان می‌باشد، چون گفت فتنه را دوست دارم یعنی مال و اولاد را دوست دارم چنانكه پروردگار فرموده است: إنّما أمْوالكُم و أولادُكم فتنة اما گفت كه حق را دشمن می‌دارم یعنی مرگ حق است و من مرگ را نمی‌خواهم و امّا گفت كه آنی را كه نمی‌بینم شهادت می‌دهم. یعنی شهادت بخدای یكتای بی نیاز كه ندیده‌ام، می‌دهم.

 

 

روزی فردی داخل مجلس امیری گردید، و در حضور امیر یك طبق شیرینی بود.امیر به خدمتكارش گفت:یك عدد شیرینی به او بدهید.آن فرد چون شیرینی را خورد گفت:ای امیر، پروردگار متعال در سوره یس فرمود:فارسلنا الیهم اثنین امیر دستور داد یك عدد دیگر به او دادند.چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید :«فعزّزنا بثالث» امیر گفت: یكی دیگر به او بدهند.چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید:«فخذا اربعة منّ الطّیر».امیر گفت یكی دیگر به او دادند.

چون خورد گفت:ای امیر خدا می‌فرماید:«فخذوا اربعة منّ الطّیر»،امیر گفت: یكی دیگر به او دادند.گفت خدا می‌فرماید:«خمسة سادسهم كلبهم».یكی دیگر به او دادند.گفت: خدا می‌فرماید:«انّا خلقنا السّموات و الارض فی ستّة ایّام».یكی دیگر به او دادند گفت:خدا می‌فرماید:«سبع سموات طباقاً» یكی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید:«ثمانیة ازواج».یكی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید :«تسعة رهطٍ».یكی دیگر به او دادند.

گفت: خدا می‌فرماید:«تلك عشرة كاملة».باز یكی به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«احد عشر كوكباً».باز یكی دیگر به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«انّ عدّة الشّهور عندالله اثنی عشر شهراً» یكی میز به او دادند

گفت: خدا می فرماید:«ان یكن منكم عشرون صابرون»،هست عدد دیگر نیز به او دادند.

گفت:خدا بعد از آن می‌فرماید:«یغلبرا مأتین».پس امیر دستور داد شیرینی را با طبقش پیش او گذاشتند.

گفت:ای امیر اگر چنین دستور نمی‌دادی هر آینه آن آیه شریفه را می‌خواندم كه خدا می‌فرماید:«فارسلنا الی مأة الف او یزیدون»

امیر گفت:مرحبا به هوش و ذكاوت تو، چه بسیار خوشدل شدم از كلمات تو كه از قرآن كریم بیان داشتید. 

 *  از مجله قرآني بشارت

 دلیل ترک نماز
فردی نماز نمی‌خواند ، به او گفتند: چرا نماز نمی‌خوانی؟ جواب داد: مگر قرآن نمی‌خوانید؟ قرآن می‌فرماید: لا تقرَبو الصَّلاة ؛ نزدیک نماز نشوید و بقیه آیه را که چنین است نخواند: لا تقرَبوا الصَّلاةَ و اَنتُم سُکری ؛ نزدیک نماز نشوید در حالی که مستید.

 

اطمینان قلبی


همسایه (اصمعی) از او چند درهم قرض کرد. روزی اصمعی به او گفت : آیا به یاد قرضت هستی؟ همسایه جواب داد: بله آیا تو به من اطمینان نداری؟ اصمعی گفت: چرا مطمئنم ، اما مگر نشنیده‌ای که حضرت ابراهیم علیه‌السلام به پروردگارش ایمان داشت و خداوند از او پرسید: «اَوَ لَم تومِن ، مگر ایمان نیاورده‌ای) و ابراهیم علیه‌السلام پاسخ داد: (بَلی وَلکِن لِیَطمئنَّ قَلبی ؛ چرا ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.)

 


بهره اندک


روزگاری مردم دمشق به بیماری طاعون گرفتار شدند. در این هنگام (ولید بن عبد الملک) تصمیم گرفت که از آنجا خارج شود. به او گفتند : مگر سخن خدای بزرگ را نشنیده‌ای که می‌فرماید : قُل لَن یَنفعکُم الفِرار اِن فَرَرتُم مِن الموت اَو القَتلِ ، و اذاً لا تَمتَعون اِلا قلیلاً ؛ بگو از مرگ یا کشته شدن فرار کنید سودی به حال شما نخواهد داشت و در آن هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت ولید گفت : من فقط همان بهره کم را می‌خواهم نه چیز دیگری را!!

 

شخص ثروتمندی خواست بهلول را در ميان جمعی به مسخره بگيرد. به بهلول گفت: هيچ شباهتی بين من و تو هست؟

بهلول گفت: البته که هست.

مرد ثروتمند گفت: چه چيز ما به همديگر شبيه است، بگو! بهلول جواب داد: دو چيز ما شبيه يکديگر است، يکی جيب من و کله تو که هر دو خالی است و ديگری جيب تو و کله من که هر دو پر است.!

 

مي گن با فرید و مجيد و حميد جمله بساز ، مي گه :
شما ۲ نفريد
به قرآن مجيد
عين هميد

 

 

امام كاظم علیه السلام فرمودند:

افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة

بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا
می کند، نماز است.
التماس دعا

آموزش تصويري قرآن

آموزش تصویری تجوید قرآن کریم

 Imageمجموعه زیبای آموزش تصویری تجوید قرآن کریم تقدیم به کاربران عزیز

این مجموعه بصورت متحرک سازی شده و به شیوه ای جذاب ،تجوید مقدماتی قرآن کریم را در 10 جلسه به شما آموزش می دهد.

دانلود در ادامه مطلب

 

 

 

 

مقدمه 

صفات اصلی 

صفات فرعی

روشهای قرائت قرآن

ادغام

احکام نون ساکنه و تنوین

احکام میم ساکنه

احکام غنه

احکام مد و قصر

وقف و ابتدا

ترتيل قرآن كريم


Imageترتیل کل قرآن کریم(به تفکیک سوره) با صدای استاد سعد الغامدی تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب...
 
ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار - به تفکیک جز - MP3 چاپ ايميل

Imageترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار  به تفکیک جز (با پسوند MP3 )  تقدیم به کاربران عزیز

 

 

 

 


ادامه مطلب...
 
مجموعه قرائت های مجلسی - MP3 چاپ ايميل

Imageمجموعه ۷۰ قرائت های مجلسی از قاریان برتر دنیا تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب

 

 

ادامه مطلب...
 
ترجمه گویای فارسی قرآن کریم (ترجمه استاد فولادوند) چاپ ايميل

Imageترجمه گویای فارسی قرآن کریم  (ترجمه استاد فولادوند با صدای آقای هدایت فر) تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب

 

 

 


ادامه مطلب...


http://www.yasinmedia.com/fa/content/blogcategory/25/10/