بحث درباره نزول قرآن در ماه رمضان
بحثى درباره نزول قرآن در ماه رمضان
در اين مسأله اقوال مختلفى وجود دارد كه ما نخست آن اقوال را با ذكر دلايلى كه اقامه كرده اند، نقل مى كنيم و در آخر نظر خود را ذكر خواهيم كرد.
قول اول ـ قرآن كريم دوبار نازل شده است يكبار به صورت دفعى و يكپارچه از جانب خداوند به «بيت المعمور» و يا «بيت العزة» كه در آسمان چهارم است، نازل شده و يكبار هم به صورت تدريجى و نجومى در طول سالهاى رسالت نزول يافته است طبق اين قول از نزول دفعى به «انزال» و از نزول تدريجى به «تنزيل» تعبير آورده شده است.
اكثر مفسران و اهل حديث اين قول را انتخاب كرده اند وحتى قرطبى در تفسير خود بر اين نظريه ادعاى اجماع كرده(1) و زركشى اين قول را مشهور ترين و صحيح ترين قولها دانسته است (2) نخستين كسى كه اين قول به او نسبت داده شده، ابن عباس است كه گفته خداوند قرآن را به يكباره در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان دنيا انزال كرده است(3).
براى اثبات اين نظريه به آيات و رواياتى استناد شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم:
1ـ آيات مورد استناد عبارت است از آياتى كه دلالت بر نزول قرآن در ماه رمضان و شب قدر مى كند مانند:
شهر رمضان الّذى انزل فيه القرآن (بقره/ 185)
ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است.
انا انزلناه فى ليلة القدر (قدر/ 1)
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.
انا انزلناه فى ليلة مباركة (دخان /3)
ما قرآن را در شبى مبارك نازل كرديم.
ــــــــــــــــــــــــــــ.
1 ـ الجامع لاحكام القرآن، ج 2 ص 297.
2 ـ زركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج 1 ص 228.
3 ـ طبرسى، مجمع البيان، ج 10 ص 786.
2ـ روايات متعدد و معتبرى هم از طريق اهل سنت و هم از طريق شيعه وارد شده كه دلالت دارد بر اين كه قرآن به صورت دفعى و يكپارچه در شب قدر نازل شده است:
امام صادق(ع) فرمود:
نزل القرآن جملة واحدة فى شهر رمضان الى البيت المعمور ثمّ انزل من البيت المعمور فى طول عشرين سنة(1)
قرآن به يكباره در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شده و سپس از بيت المعمور در طول بيست سال نازل شده است.
مشابه اين روايت از طريق اهل سنّت نيز وارد شده(2) منتهى در روايات ما محل نزول دفعى قرآن «بيت المعمور» ذكر شده ولى در روايات اهل سنت از اين محل به«بيت العزة» تعبيرشده است.
قول دوم ـ قرآن كريم يكبار به صورت دفعى بر قلب پيامبر(ص) نازل شده و يكبار هم به صورت تدريجى بر زبان آن حضرت جارى گشته است.
اين قول از فيض كاشانى است و در مقدمه تفسير صافى آن را عنوان كرده و گفته است منظور از بيت المعمور نيز كه در حديث آمده همان قلب پيامبر(ص) است به
ــــــــــــــــــــــــــــ.
1 - تفسير عياشى، ج 1، ص80 همين روايت در اصول كافى ج2، ص 629 نيز آمده با اين تفاوت كه به جاى بيست سال بيست و سه سال ذكر شده است.
2 - رجوع شود به سيوطى، الدرالمنثور، ج 1، ص 189، والاتقان، ج 1، ص 39.
نزل به الرّوح الأمين على قلبك (شعراء / 194)
قرآن را روح الأمين بر قلب تو نازل كرده است.
فيض كاشانى چنين توضيح مى دهد كه مجموع قرآن به يكباره بر قلب پيامبر نازل شده و سپس در طول بيست سال به تدريج از باطن قلب پيامبر به ظاهر زبان آن حضرت آمده و اين هنگامى صورت مى گرفت كه جبرئيل به پيامبر(ص) وحى مى آورد و الفاظ قرآن را بر او مى خواند(1).
براى اين قول مى توان شاهد ديگرى از قرآن آورد:
و لا تعجل بالقرآن من قبل ان يقضى اليك وحيه (طه / 114)
به قرآن عجله نكن پيش از آن كه وحى آن به تو حكم شود.
ظاهر اين آيه و آيات ديگرى كه مشابه آن است دلالت مى كند بر اين كه پيامبر اسلام(ص) پيش از نزول جبرئيل يا روح الأمين و آوردن وحى كه در مناسبتهاى گوناگون و در طول رسالت به طور مرتب انجام مى گرفت، از قرآن و آيات آن خبر داشته و گاهى به اقتضاى موقعيت براى اظهار آن عجله مى كرده اما اجازه نداشته كه پيش از نزول جبرئيل آن را ابراز نمايد.
قول سوم ـ قرآن كريم در پشت اين الفاظ موجود، داراى حقيقت ديگرى است كه با فهم عادى نمى توان آن را درك كرد و اين حقيقت قابل تفصيل و تجزيه نيست و يك حقيقت بسيط و داراى اِحكام و استحكام است با توجه به اين معنا مى توان گفت يك بار همان حقيقت بسيط قرآن به صورت دفعى نازل شده ويك بار هم قرآن به حالت تفصيل و در موقعيت مقتضى ودر فاصله هاى گوناگون به تدريج نازل شده است.
اين قول از مرحوم علامه طباطبائى است كه در تفسير الميزان آن را مفصلا مطرح كرده و توضيحات لازم را داده است.
ايشان با استناد به آيات متعددى معتقدند كه قرآن در يك مرحله به صورت
ــــــــــــــــــــــــــــ.
1 - مقدمه تفسير صافى، ج 1 ص 56.
از جمله آياتى كه مورد استناد اين قول قرار گرفته به عنوان نمونه اين آيات را مى توان ياد كرد:
كتاب احكمت آياته ثمّ فصّلت من لدن حكيم خبير (هود/ 1)
قرآن كتابى است كه آيات آن محكم قرار داده شده و سپس تفصيل يافته است از جانب خداوند حكيم و آگاه.
حم و الكتاب المبين انا جعلناه قرآناً عربيّاً لعلّكم تعقلون و انّه فى امّ الكتاب لدينا لعلىّ حكيم (زخرف / 4)
قسم به كتاب مبين ما آن را قرآن عربى قرار داديم تا شما بيانديشيد و آن در ام الكتاب نزد ما على و حكيم است.
بنابراين قرآن در حالت مجمل و محكم و بسيط بودنش به يكباره نازل شده و درحالت مفصل بودنش كه لباس الفاظ پوشيده است به تدريج فرود آمده است.(1)
در اينجا اين توضيح را بدهيم كه نبايد حقيقت بسيط قرآن را كه مرحوم علامه طباطبائى بيان كرده با مسأله كلام نفسى كه اشاعره آن را مطرح نموده اند، اشتباه كرد زيرا كلام نفسى اشاعره براى توجيه عقيده آنها درباره قديم بودن قرآن عنوان شده و موضوع پيشنهادى علامه طباطبائى چيزى است كه حادث شده و قديم نيست.
قول چهارم ـ قرآن فقط يكبار نازل شده آن هم به صورت تدريجى و نجومى. و اساساً نزول دفعى قرآن قابل تصور نيست زيرا در قرآن آيات بسيارى وجود داردكه مربوط به حوادثى است كه سالها پس از بعثت پيامبر اتفاق افتاده است چگونه مى توان
ــــــــــــــــــــــــــــ.
1 - رجوع شود به الميزان، ج2، ص 14ـ16.
پيروان اين نظريه آياتى را كه نزول قرآن را در ماه رمضان و شب قدر مى داند توجيه كرده اند مثلا گفته اند كه قسمتى از آيات در شب قدر نازل شده ويا اولين آيه در شب قدر نازل شده (تفصيل اين توجيهات را بعداً خواهيم آورد) و درباره رواياتى كه در آنها براى قرآن دو نوع نزل دفعى و تدريجى عنوان شده گفته اند كه خبر واحد است و در اين گونه مسايل نمى توان به آنها استناد كرد.
يكى از كسانى كه اين نظريه را مطرح كرده، شيخ مفيد عليه الرحمة است كه سخن شيخ صدوق عليه الرحمة را كه قائل به نزول دوگانه قرآن بود، رد مى كند و مى گويد: ريشه اعتقاد صدوق روايت واحدى است كه موجب علم نمى شود آنگاه نمونه هايى از آياتى را كه مربوط به حوادث زمان پيامبر(ص) است مى آورد و نتيجه مى گيرد كه قرآن فقط يكبار آنهم تدريجى نازل شده. به عقيده شيخ مفيد اعتقاد به نزول دفعى قرآن با مذهب مشبّهه تناسب دارد كه قرآن را قديم مى دانستند.(1)
بعضى از پيروان اين قول استبعاد ديگرى را عنوان كرده و گفته اند نزول دفعى قرآن آن هم به آسمان چهارم چه فايده اى دارد قرآن براى هدايت بشر نازل شده و اگر در دسترس بشر نباشد، چگونه هدايتگرى كند؟
اين بود اجمالى از نظريه ها و اقوالى كه در اين زمينه وجود دارد.
ما تصور مى كنيم كه قول به دوبار نازل شدن قرآن قول بعيدى نيست و نمى توان به خاطر چند استبعاد عقلى از ظاهر آيات و نص رواياتى كه براى قرآن دو نوع نزول دفعى و تدريجى را اثبات كرده است دست برداشت و براى رفع اشكالات شيخ مفيد و پيروان او در اين مسأله، مى توان گفت كه منظور از نزول دفعى قرآن اين است كه علوم و معارف و اهداف ترسيم شده در قرآن، در آغاز بعثت يكجا برجان و دل پيامبر(ص) نازل شده و سپس در طول سالهاى رسالت به تناسب ضرورتها به تدريج و با تفصيل بيشترى بر پيامبر(ص) ابلاغ گرديده و در اين مرحله است كه گاهى به
ــــــــــــــــــــــــــــ.
1 - شيخ مفيد، تصحيح الاعتقاد، ص 102 ـ 103.
و اما اينكه نزول دفعى قرآن چه فايده اى دارد، بعضى از مفسران فوائدى را ذكر كرده اند كه چنگى به دل نمى زند ولى آيا ما از فوائد وجودى تمام پديده هاى هستى آگاهى داريم؟ بسيارى از حقايق در جهان وجود دارد كه ما از آنها وفوائد آنها بى خبريم بنابراين وقتى دليلى بر وجود چيزى اقامه شد نفى آن به جهت عدم آگاهى از فايده وجود آن، كوته نظرى است و ما حق نداريم چيزى را كه از فايده وجودى آن اطلاع نداريم، نفى كنيم.
نزول قرآن در ليلة القدر
شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن (بقره / 185)
ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده است.
انا انزلناه فى ليلة القدر (قدر / 1)
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم
والكتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مباركة (دخان /2)
قسم به كتاب مبين كه ما قرآن را در شبى مبارك نازل كرديم.
شب قدر كه شب نزول قرآن است در قرآن شبى مبارك معرفى شده كه در آن شب
فرشتگان و روح براى تقدير امور بر زمين نازل مى شوند و آن شب يك شب استثنايى است و طبق روايات بسيارى كه درباره شب قدر وارد شده مقدرات و حوادثى كه در طول سال اتفاق خواهد افتاد، در آن شب رقم زده مى شود و آن شب، شب تعيين سرنوشت هاست.
بدون شك شب قدر بيرون از ماه رمضان نيست ولى كدام شب از رمضان شب قدر است، به درستى روشن نيست حتى ائمه معصومين(ع) عمداً از تعيين آن خوددارى كرده اند و آن را يكى از سه شب نوزدهم و بيستويكم و بيست و سوم رمضان دانسته اند تا مردم چندين شب را به اميد شب قدر مشغول عبادت شوند هر چند كه در بعضى از روايات شب بيستوسوم ماه مورد عنايت خاص قرار گرفته است.(1)
اكنون بايد ديد منظور از اينكه قرآن در شب قدر نازل شده چيست؟ پاسخ اين سؤال براى كسانى كه قائل به نزول دوگانه قرآن - دفعى و تدريجى - هستند آسان است و آنها مى گويند قرآن به صورت دفعى و به يكباره در شب قدر در ماه رمضان نازل شده و نزول تدريجى آن نيز بيست ويا بيست و سه سال طول كشيده است وبه طورى كه پيش از اين بحث كرديم اساساً اين سه آيه ظهور روشنى در نزول دفعى قرآن در آن شب معهود را دارد به اضافه اينكه روايات متعددى كه نمونه هايى از آن رانقل كرديم اين مطلب را تأييد مى كند.
به هرحال اگر براى قرآن دو نوع نزول قائل شويم، در فهم اين آيات مشكلى نخواهيم داشت و خواهيم گفت كه مجموع قرآن يا حقيقت بسيط قرآنى و يا علوم و معارف قرآنى به يكباره در شب قدر از لوح محفوظ به آسمان چهارم يا بيت المعمور يا بيت العزة و يا قلب پيامبر نازل شده است (مطابق تعبيرات مختلفى كه ذكر آن گذشت) آنگاه همين قرآن در مقام تفصيل و در قالب الفاظ به تدريج ودر طول سالهاى رسالت شرف نزول يافته است.
اما كسانى كه نزول دفعى قرآن راقبول ندارند و معتقدند كه قرآن تنها يكبار آنهم به
ــــــــــــــــــــــــــــ.
1 - رجوع شود به: تفسير مجمع البيان، ج 10، ص 787.
1ـ آغاز نزول قرآن در شب قدر از ماه رمضان بوده است ودر توضيح اين مطلب گفته اند كه اين سخن مانند اين تعبير است كه بگوييم فلان حكومت در فلان تاريخ تأسيس شده است كه منظور آغاز تأسيس و شروع كار آن است.
اين تأويل نمى تواند مورد قبول باشد زيرا ظاهر آيات سه گانه و تركيب و سياق سخن در آنها دلالت بر نزول قرآن به عنوان يك مجموعه و حقيقت واحده اى مى كند كه هدايتگر مردم است و دست كشيدن از اين ظاهر، دليل محكم و روشنى مى خواهد كه قائلين اين وجه چنين دليلى را ارائه نكرده اند ديگر اينكه اين وجه با قول اهل سنت كه بعثت پيامبر را در ماه رمضان مى دانند، سازگار است ولى با نظر علماى شيعه كه روز بيست و هفتم رجب را روز بعثت مى دانند، جور در نمى آيد.
بعضى از نويسندگان معاصر كه اين وجه را قبول كرده اند در توجيه اشكال بالا گفته اند كه حساب بعثت، از حساب نزول قرآن جداست چون در طول سه سال اول بعثت پيامبر مأمور به تبليغ نبود و پس از آنكه مأمور به تبليع شد، نزول قرآن به عنوان يك كتاب آسمانى شروع شد كه آغاز آن در ماه رمضان بود.(2)
اين نويسنده هنگامى اين سخن را مى گويد كه خود به نزول دفعى قرآن قائل نيست و معتقد است كه قرآن يكبار آنهم به صورت تدريجى نازل شده است حال مى گوييم بدون شك آياتى از قرآن در اول بعثت نازل شده است آيا شما اين آيات را از قرآن نمى دانيد اين سخن كه قرآن از سال سوم بعثت به بعد عنوان كتاب آسمانى پيدا كرد چه معنايى دارد؟ آيا آن آياتى كه در ابتداى بعثت نازل گرديد (مانند آيات سوره علق و آياتى از سوره مدثر) عنوان كتاب آسمانى ندارد؟ واقعاً كه ادعاى عجيبى است!
2ـ هر سال در شب قدر آن مقدار از قرآن كه درطول آن سال مورد نياز بوده يكجا بر