چهل حدیث از امام حسین ع
مدح و منقبت پنجمين اختر امامت
| آن كه جانان طلبد، بهر چه خواهد جان را |
| ترك جان گوى ، اگر مى طلبى جانان را |
| قرب جانان ، هوس هر دل و جان نيست ، ولى |
| دل كسى داد به جانان ، كه نخواهد جان را |
| دعوى عشق و محبّت نه به حرف است ، حكيم |
| بايد از خون گلو زد رقم اين عنوان را |
| بندگان را همه بر لقمه نظر باشد و بس |
| چشم هر بنده ندارد نظر لقمان را |
| تا نميرى ز خودى ، زنده نگردى به خداى |
| نفى كفر است ، كه اثبات كند ايمان را |
| عالِم آن است ، كه آزادى عالَم طلبد |
| كامل آن است ، كه از خلق برد نُقصان را |
| كيست آن بنده زيبنده به جز نفس حسين |
| كه به لطفى اثر از قهر برد يزدان را |
| بحر موّاج كرم اوست كه با تشنه لبى |
| نخورد آب و دهد آب لب عطشان را |
| خالق عزّ و جلّ كرد ز ايجاد حسين |
| ختم بر امّت خاتم كرد و احسان را |
| ديد پيش از گِل ما بار گُنه بر دل ما |
| كه آفريد از پى اين درد، خدا درمان را |
| غرق طوفان گناهيم و به يك قطره اشك |
| فضل آن بحر كرم بين ، كه خَرد طوفان را |
| مظهر اسم عَفوُّ است ، چو اين منبع جود |
| مغفرت جوى و بدين اسم بجو غفران را |
| حتم شد نار جهنّم چو ز سلطان قِدَم |
| بر بنى آدم اگر زد قَدَم عصيان را |
| آفتاب از افق جود بر آمد كه منم |
| آن كه از پرتو خود، نور كند نيران را |
| شاه اقليم فتوّت ، عَلَم افراشت كه من |
| دست گيرى كنم اين امّت سرگردان را |
| نوع خود را بدهم جان و ز جانان بخرم |
| تا ببينند ملايك شرف انسان را |
| گوى سبقت به كَرَم در برم از عالَميان |
| تا نگيرند پس از من به كرم چوگان را |
| مقصد ممكن و واجب همه تشريف من است |
| نقطه قطب منم ، دايره امكان را |
| اين چنين شد ز ازل شرط عبوديّت من |
| كه به خون غلطم و تقديس كنم سبحان را |
| تا به دامان زندم دست گنه كار محّب |
| زده ام بهر شفاعت به كمر دامان را |
| بينش اهل حقيقت ، چون حقيقت بين است |
| در تو بينند حقيقت ، كه حقيقت اين است |
| من اگر جاهل گمراهم ، اگر شيخ طريق |
| قبله ام روى حسين است و همينم دين است |
| سجده بر نور خدا، در گلِ آدم نكند |
| چشم شيطان لعين ، چون نظرش بر طين است |
| ماسوا عاشق رنگند سواى تو حسين |
| كه جبين و كَفَت از خون سرت رنگين است |
| خَردَلى بار غمت را دل عالم نكشد |
| آه از اين بار امانت ، كه عجب سنگين است |
| پيكرت مظهر آيات شد از ناوك تير |
| بدنت مصحف و سيمات مگر ياسين است |
| باغ عشق است ، مگر معركه كربُبَلا |
| كه ز خونين كفنان غرق گُل و نسرين است |
| بوسه زد خسرو دين بر دهن اصغر و گفت |
| دهنت باز ببوسم ، كه لبت شيرين است |
| شير دل آب كند، بيند اگر كودك شير |
| جاى شيرش به گلو آب دم زوبين است |
| از قفا دشمن و اطفال تو هر سو به فرار |
| چون كبوتر كه به قهر از پى او شاهين است |
| در خَم طُرّه اكبر، دل ليلا مى گفت |
| سفرم جانب شام و وطنم در چين است |
| دخترى را به كه گويم كه سر نعش پدر |
| تسليت سيلى شمر و سر نِىْ تسكين است (64) |
چهل حديث گهربار منتخب
قالَ الاْ مامُ اءبُوعَبْدِاللّهِ الْحُسَيْن ، صَلَواتُاللّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ:
1 - إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالْعَبْيدِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاءحْرارِ، وَهِيَ اءفْضَلُ الْعِبادَةِ.(65)
ترجمه :
فرمود: همانا، عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود.
و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد.
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت ، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند؛ و اين نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
2 - قالَ عليه السّلام : إِنَّ اءجْوَدَالنّاسِ مَنْ اءعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إ نَّ اءعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إ نَّ اءَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.(66)
ترجمه :
فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه - نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد - گذشت نمايد.
صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان ، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است .
3 - قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ عَلَيْهِ السَّلامَ: مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.(67)
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد كرامت و فضيلت در چيست ؟ در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن ، سؤ ال شد نقص انسان در چيست ؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
4 - قالَ عليه السّلام : النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِبٌ عَلى اءلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.(68)
ترجمه :
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب ، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إ مرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند - و سنگ اسلام را به سينه مى زنند - .
پس اگر بلائى همانند خطر - مقام و رياست ، جان ، مال ، فرزند و موقعيّت ، ... - انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
5 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ الْمُؤْمِنَ لايُسى ءُ وَلايَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ يَوْمٍ يُسى ءُ وَيَعْتَذِرُ.(69)
ترجمه :
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤ من خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
6 - قالَ عليه السّلام : إ عْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ يَعْلَمُ اءنّه ماءخُوذٌ بِالْاءجْرامِ، مُجْزىٍ بِالْإ حْسانِ.(70)
ترجمه :
فرمود: كارها و اءمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت .
7 - قالَ عليه السّلام : عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.(71)
ترجمه :
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا - و تجمّلات آن - قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل - صالح - در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
8 - قالَ عليه السّلام : لاتَقُولَنَّ فى اءخيكَ الْمُؤ مِنِ إ ذا تَوارى عَنْكَ إ لاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ اءنْ يَقُولَ فيكَ إ ذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.(72)
ترجمه :
فرمود: سخنى - كه ناراحت كننده باشد - پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
9 - قالَ عليه السّلام :يا بُنَىَّ إ يّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرا إ لاّ اللّهَ.(73)
ترجمه :
فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.
10 - قالَ عليه السّلام : إ نّى لااءرى الْمَوْتَ إ لاّ سَعادَة ، وَلاَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إ لاّ بَرَما.(74)
ترجمه :
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم .
و همچنين زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم .
11 - قالَ عليه السّلام : مَنْ لَبِسَ ثَوْبا يُشْهِرُهُ كَساهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.(75)
ترجمه :
در احاديث امام حسن عليه السّلام هم آمده است .
فرمود: هركس لباس شهرت و انگشت نما بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش خواهد پوشانيد.
12 - قالَ عليه السّلام : اءنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ(76)، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إ لاّ اِسْتَعْبَرَ.(77)
ترجمه :
فرمود: من كشته گريه ها و اشك ها هستم ، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.
13 - قالَ عليه السّلام : لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ اءَوْمى إ لى الْيُمْنى ، وَاعْتَذَرَ لى فى الْاءُخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ اءَنَّ اءَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِالسّلام حَدَّثَنى اءَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: لايَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ اءَوْ مُبْطِلٍ.(78)
ترجمه :
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم ، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم ، چون كه پدرم اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت نمود:
كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
14 - قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علىّ عليه السّلام : مَنْ اءعْظَمُ النّاسِ قَدْرا؟
قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.(79)
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است ؟
در جواب فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.
15 - قالَ عليه السّلام : مَنْ عَبَدَاللّهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللّهُ فَوْقَ اءمانيهِ وَكِفايَتِهِ.(80)
ترجمه :
فرمود: هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص ، عبادت و پرستش نمايد؛ خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تاءمين مى نمايد.
َعليه السّلام : احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإ نَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَلٍ اءرَبَعَ: إ مّا لِمَهانَةٍ يَجِدُها فى نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إ لى تَصْديقِ النّاسِ إ يّاهُ. وَ إ مّا لِعَىٍّ فى الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْ يْمانَ حَشْوا وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إ مّا لِتُهْمَةٍ عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى اءَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إ لاّ بِالْيَمينِ. وَ إ مّا لاِ رْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيتٍ.(81)
ترجمه :
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند:
در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصديق و تاءييد كنند، سوگند مى خورد.
و يا آن كه گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است ، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.
و يا در بين مردم متّهم است - به دروغ و بى اعتمادى - پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.
و يا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است - هر زمان به نوعى سخن مى گويد - و زبانش به سوگند عادت كرده است .
17 - قالَ عليه السّلام : اءيُّما إ ثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ اءَحَدُهُما رِضَى الاَّْخَرِ،كانَ سابِقَهُ إ لىَ الْجَنّةِ.(82)
ترجمه :
فرمود: چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيشقدم شود، همان شخص سبقت گيرنده ، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.
18 - قالَ عليه السّلام : وَاعْلَمُوا إ نَّ حَوائِجَ النّاسِ إ لَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِما.(83)
ترجمه :
فرمود: توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است ، پس نسبت به نعمت ها روى ، بر نگردانيد؛ وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
19 - قالَ عليه السّلام : يَابْنَ آدَم ، اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَى اللّهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْاءقْدام .(84)
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه درپيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
20 - قالَ عليه السّلام : مُجالَسَةُ اءهْلِ الدِّناءَةِ شَرُّ، وَ مُجالَسَةُ اءهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ.(85)
ترجمه :
فرمود: همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ خواهد گشت ، و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
21 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ اءهْلَها لِلْفَناءِ.(86)
ترجمه :
فرمود: به درستى كه خداوند متعال دنيا - و اموال آن - را براى آزمايش افراد آفريده است .
و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء - و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر - آفريده است .
22 - قالَ عليه السّلام : لايَاءمَنُ يوم الْقِيامَةِ إ لاّ مَنْ قَدْ خافَ اللّهَ فى الدُّنْيا.(87)
ترجمه :
فرمود: كسى در روز قيامت از شدائد و اءحوال آن در اءمان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد - و اهل گناه و معصيت نگردد - .
23 - قالَ عليه السّلام : لِكُلِّ داءٍ دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الا سْتِغْفارِ.(88)
ترجمه :
فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه ، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
24 - قالَ عليه السّلام : مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِما، يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِاءةُ حَسَنَة .(89)
ترجمه :
فرمود: هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.
25 - قالَ عليه السّلام : سَبْعَةُ اءشْياءٍ لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِمٍ:
فَاءوّلُها آدَمُ( عليه السّلام )، ثُمَّ حَوّاء، وَالْغُرابُ، وَ كَبْشُ إ بْراهيم ( عليه السّلام )، وَناقَةُاللّهِ، وَعَصا مُوسى ( عليه السّلام )، وَالطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُ عيسىَ بْنُ مَرْيَم (عليهماالسّلام ).(90)
ترجمه :
ضمن جواب سؤ ال هاى پادشاه روم ، فرمود: آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم عليه السّلام و همسرش حوّاء.
و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد.
و گوسفندى كه براى قربانى ، به جاى حضرت اسماعيل عليه السّلام آمد.
و شترى كه خداوند براى پيامبرش ، حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى عليه السّلام .
و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى عليه السّلام آفريده شد.
26 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباحٍ إ لاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللّهِ تَعالى .(91)
ترجمه :
فرمود: همانا - نامه كردار و - اءعمال اين امّت ، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
27 - قالَ عليه السّلام : إ جْتَنِبُواالْغِشْيانَ فى اللَّيْلَةِالَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإ نَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً.(92)
ترجمه :
فرمود: در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
28 - قالَ عليه السّلام : الرّكْنُ الْيَمانى بابٌ مِنْ اءبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَإ نَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ - الا سْوَد وَالْيَمانى - مَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُع اءِالْمُؤْمِنينَ.(93)
ترجمه :
فرمود: رُكن يَمانىِ كعبه الهى ، دربى از درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالا سود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤ منين آمّين مى گويد.
29 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ الْغِنى وَاْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.(94)
ترجمه :
فرمود: عزّت و بى نيازى - هر دو - شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
30 - قالَ عليه السّلام : مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ، فَرَّجَ اللّهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا والْآخِرَةِ.(95)
ترجمه :
فرمود: هركس گره اى از مشكلات مؤ منى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.
31 - قالَ عليه السّلام : مَنْ والانا فَلِجَدّى صلّى اللّه عليه و آله والى ، وَمَنْ عادانا فَلِجَدّى صلّى اللّه عليه و آله عادى .(96)
ترجمه :
فرمود: هر كه ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مى باشد.
و هركس با ما دشمن و كينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا خواهد بود.
32 - قالَ عليه السّلام : يَابْنَ آدَمَ، اءُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ اءبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَاءَنَّكَ عَنْ قَليلٍ قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.(97)
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان - و دوستان - تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند.
و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست - پس مواظب اعمال و رفتار خود باش - .
33 - قالَ عليه السّلام : يَاابْنَ آدَمَ، إ نَّما اءنْتَ اءيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ.(98)
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى ، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است - بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است - .
34 - قالَ عليه السّلام : مَنْ حاوَلَ أ مْراً بِمَعْصِيَةِ اللّهِ كانَ أ فْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أ سْرَعُ لِمَجيى ءِ ما يَحْذَرُ.(99)
ترجمه :
فرمود: هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.
35 - قالَ عليه السّلام : الْبُكاءُ مِنْ خَشْيَةِاللّه نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُالْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُالْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِاللّهِ.(100)
ترجمه :
فرمود: گريان بودن به جهت ترس از - عذاب - خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود؛ و فرمود: گريان بودن چشم و خشيت داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى - براى بنده - است .
36 - قالَ عليه السّلام : لايَكْمِلُ الْعَقْلُ إ لاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.(101)
ترجمه :
فرمود: بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه - اءهل حقّ و صداقت باشد و - از حقايق ، تبعيّت و پيروى كند.
37 - قالَ عليه السّلام : اءَهْلَكَ النّاسَ إ ثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.(102)
ترجمه :
فرمود: دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است :
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.
و ديگرى فخر كردن - در مسائل مختلف - و مباهات بر ديگران است .
38 - قالَ عليه السّلام : مَنْ عَرَفَ حَقَّ اءَبَوَيْهِ الاْ فْضَلَيْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلىٍّ، وَ اءطاعَهُما، قيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى اءيِّ الْجِنانِ شِئْتَ.(103)
ترجمه :
فرمود: هر شخصى كه حقّ والدينش محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، و علىّ عليه السّلام را كه با شرافت و با فضيلت ترين انسان ها هستند، بشناسد و - در تمام امور زندگى - از ايشان تبعيّت و اطاعت كند؛ در قيامت به او خطاب مى شود:
هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى ، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى .
39 - قالَ عليه السّلام : مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّه اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَ كَّلَهُ اللّهُ إ لَى النّاسِ.(104)
ترجمه :
فرمود: هركس رضايت و خوشنودى خداوند را - در اءمور زندگى - طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود.
و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند اءمور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.
40 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَل .(105)
ترجمه :
فرمود: شيعيان و پيروان ما - اهل بيت رسالت - آن كسانى هستند كه اءفكار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.
قالَ الاْ مامُ اءبُوعَبْدِاللّهِ الْحُسَيْن ، صَلَواتُاللّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ:
1 - إ نَّ قَوْما عَبَدُواللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالتُّجارِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُالْعَبْيدِ، وَإ نَّ قَوْما عَبَدُوااللّهَ شُكْرا فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْاءحْرارِ، وَهِيَ اءفْضَلُ الْعِبادَةِ.(65)
ترجمه :
فرمود: همانا، عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن يك معامله و تجارت خواهد بود.
و عدّه اى ديگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستايش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر از ارباب باشد.
و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت ، خداوند متعال را عبادت و ستايش مى نمايند؛ و اين نوع ، عبادت آزادگان است كه بهترين عبادات مى باشد.
2 - قالَ عليه السّلام : إِنَّ اءجْوَدَالنّاسِ مَنْ اءعْطى مَنْ لا يَرْجُوهُ، وَ إ نَّ اءعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَةٍ، وَ إ نَّ اءَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.(66)
ترجمه :
فرمود: همانا سخاوتمندترين مردم آن كسى است كه كمك نمايد به كسى كه اميدى به وى نداشته است .
و بخشنده ترين افراد آن شخصى است كه - نسبت به ظلم ديگرى با آن كه توان انتقام دارد - گذشت نمايد.
صله رحم كننده ترين مردم و ديد و بازديد كننده نسبت به خويشان ، آن كسى ست كه صله رحم نمايد با كسى كه با او قطع رابطه كرده است .
3 - قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ عَلَيْهِ السَّلامَ: مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ، قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.(67)
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد كرامت و فضيلت در چيست ؟ در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن ، سؤ ال شد نقص انسان در چيست ؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.
4 - قالَ عليه السّلام : النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِبٌ عَلى اءلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.(68)
ترجمه :
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب ، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إ مرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند - و سنگ اسلام را به سينه مى زنند - .
پس اگر بلائى همانند خطر - مقام و رياست ، جان ، مال ، فرزند و موقعيّت ، ... - انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.
5 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ الْمُؤْمِنَ لايُسى ءُ وَلايَعْتَذِرُ، وَالْمُنافِقُ كُلَّ يَوْمٍ يُسى ءُ وَيَعْتَذِرُ.(69)
ترجمه :
ضمن فرمايشى فرمود: همانا شخص مؤ من خلاف و كار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى كند.
ولى فرد منافق هر روز مرتكب خلاف و كارهاى زشت مى گردد و هميشه عذرخواهى مى نمايد.
6 - قالَ عليه السّلام : إ عْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ يَعْلَمُ اءنّه ماءخُوذٌ بِالْاءجْرامِ، مُجْزىٍ بِالْإ حْسانِ.(70)
ترجمه :
فرمود: كارها و اءمور خود را همانند كسى تنظيم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقيب قرار مى گيرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى كه كارهايش صحيح باشد پاداش خواهد گرفت .
7 - قالَ عليه السّلام : عِباداللّهِ لاتَشْتَغِلُوا بِالدُّنْيا، فَإ نَّ الْقَبْرَ بَيْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَلاتَغْعُلُوا.(71)
ترجمه :
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنيا - و تجمّلات آن - قرار ندهيد كه همانا قبر، خانه اى است كه تنها عمل - صالح - در آن مفيد و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشيد كه غفلت نكنيد.
8 - قالَ عليه السّلام : لاتَقُولَنَّ فى اءخيكَ الْمُؤ مِنِ إ ذا تَوارى عَنْكَ إ لاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ اءنْ يَقُولَ فيكَ إ ذا تَوارَيْتَ عَنْهُ.(72)
ترجمه :
فرمود: سخنى - كه ناراحت كننده باشد - پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن كه دوست داشته باشى كه همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
9 - قالَ عليه السّلام :يا بُنَىَّ إ يّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرا إ لاّ اللّهَ.(73)
ترجمه :
فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.
10 - قالَ عليه السّلام : إ نّى لااءرى الْمَوْتَ إ لاّ سَعادَة ، وَلاَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إ لاّ بَرَما.(74)
ترجمه :
فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم .
و همچنين زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم .
11 - قالَ عليه السّلام : مَنْ لَبِسَ ثَوْبا يُشْهِرُهُ كَساهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.(75)
ترجمه :
در احاديث امام حسن عليه السّلام هم آمده است .
فرمود: هركس لباس شهرت و انگشت نما بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسى از آتش خواهد پوشانيد.
12 - قالَ عليه السّلام : اءنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ(76)، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إ لاّ اِسْتَعْبَرَ.(77)
ترجمه :
فرمود: من كشته گريه ها و اشك ها هستم ، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.
13 - قالَ عليه السّلام : لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ اءَوْمى إ لى الْيُمْنى ، وَاعْتَذَرَ لى فى الْاءُخْرى لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ اءَنَّ اءَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِالسّلام حَدَّثَنى اءَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: لايَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ اءَوْ مُبْطِلٍ.(78)
ترجمه :
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم ، از او مى پذيرم و گذشت مى نمايم ، چون كه پدرم اميرالمؤ منين علىّ عليه السّلام از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت نمود:
كسى كه پوزش و عذرخواهى ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
14 - قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علىّ عليه السّلام : مَنْ اءعْظَمُ النّاسِ قَدْرا؟
قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا فى يَدَيْ مَنْ كانَتْ.(79)
ترجمه :
از حضرت سؤ ال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسى است ؟
در جواب فرمود: آن كسى است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسى مى باشد.
15 - قالَ عليه السّلام : مَنْ عَبَدَاللّهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللّهُ فَوْقَ اءمانيهِ وَكِفايَتِهِ.(80)
ترجمه :
فرمود: هركس خداوند متعال را با صداقت و خلوص ، عبادت و پرستش نمايد؛ خداى متعال او را به بهترين آرزوهايش مى رساند و امور زندگيش را تاءمين مى نمايد.
َعليه السّلام : احْذَرُوا كَثْرَةَ الْحَلْفِ، فِإ نَّهُ يَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَلٍ اءرَبَعَ: إ مّا لِمَهانَةٍ يَجِدُها فى نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَةِ إ لى تَصْديقِ النّاسِ إ يّاهُ. وَ إ مّا لِعَىٍّ فى الْمَنْطِقِ، فَيَتَّخِذُ الاْ يْمانَ حَشْوا وَصِلَةً لِكَلامِهِ. وَ إ مّا لِتُهْمَةٍ عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَيَرى اءَنَّهُمْ لايَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إ لاّ بِالْيَمينِ. وَ إ مّا لاِ رْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَيْرِ تَثْبيتٍ.(81)
ترجمه :
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانيد كه همانا انسان به جهت يكى از چهار علّت سوگند ياد مى كند:
در خود احساس سستى و كمبود دارد، به طورى كه مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم كه او را تصديق و تاءييد كنند، سوگند مى خورد.
و يا آن كه گفتارش معيوب و به دور از حقيقت است ، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقويت و جبران كند.
و يا در بين مردم متّهم است - به دروغ و بى اعتمادى - پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نمايد.
و يا آن كه سخنان و گفتارش متزلزل است - هر زمان به نوعى سخن مى گويد - و زبانش به سوگند عادت كرده است .
17 - قالَ عليه السّلام : اءيُّما إ ثْنَيْنِ جَرى بَيْنَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ اءَحَدُهُما رِضَى الاَّْخَرِ،كانَ سابِقَهُ إ لىَ الْجَنّةِ.(82)
ترجمه :
فرمود: چنانچه دو نفر با يكديگر نزاع و اختلاف نمايند و يكى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پيشقدم شود، همان شخص سبقت گيرنده ، جلوتر از ديگرى به بهشت وارد مى شود.
18 - قالَ عليه السّلام : وَاعْلَمُوا إ نَّ حَوائِجَ النّاسِ إ لَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللّه عَلَيْكُمْ، فَلا تَميلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِما.(83)
ترجمه :
فرمود: توجّه داشته باشيد كه احتياج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است ، پس نسبت به نعمت ها روى ، بر نگردانيد؛ وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
19 - قالَ عليه السّلام : يَابْنَ آدَم ، اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ وَ مَضْجَعَكَ بَيْنَ يَدَى اللّهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُكَ عَلَيْكَ يَوْمَ تَزِلُّ فيهِ الْاءقْدام .(84)
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بياد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنين بياد آور كه درپيشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر عليه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى كه قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
20 - قالَ عليه السّلام : مُجالَسَةُ اءهْلِ الدِّناءَةِ شَرُّ، وَ مُجالَسَةُ اءهْلِ الْفِسْقِ ريبَةٌ.(85)
ترجمه :
فرمود: همنشينى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ خواهد گشت ، و همنشينى و مجالست با معصيت كاران موجب شكّ و بدبينى خواهد شد.
21 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنْيا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ اءهْلَها لِلْفَناءِ.(86)
ترجمه :
فرمود: به درستى كه خداوند متعال دنيا - و اموال آن - را براى آزمايش افراد آفريده است .
و همچنين موجودات دنيا را جهت فناء - و انتقال از اين دنيا به جهانى ديگر - آفريده است .
22 - قالَ عليه السّلام : لايَاءمَنُ يوم الْقِيامَةِ إ لاّ مَنْ قَدْ خافَ اللّهَ فى الدُّنْيا.(87)
ترجمه :
فرمود: كسى در روز قيامت از شدائد و اءحوال آن در اءمان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد - و اهل گناه و معصيت نگردد - .
23 - قالَ عليه السّلام : لِكُلِّ داءٍ دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الا سْتِغْفارِ.(88)
ترجمه :
فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه ، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
24 - قالَ عليه السّلام : مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِما، يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِاءةُ حَسَنَة .(89)
ترجمه :
فرمود: هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.
25 - قالَ عليه السّلام : سَبْعَةُ اءشْياءٍ لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِمٍ:
فَاءوّلُها آدَمُ( عليه السّلام )، ثُمَّ حَوّاء، وَالْغُرابُ، وَ كَبْشُ إ بْراهيم ( عليه السّلام )، وَناقَةُاللّهِ، وَعَصا مُوسى ( عليه السّلام )، وَالطَّيْرُالَّذى خَلَقَهُ عيسىَ بْنُ مَرْيَم (عليهماالسّلام ).(90)
ترجمه :
ضمن جواب سؤ ال هاى پادشاه روم ، فرمود: آن هفت موجودى كه بدون خلقت در رحم مادر، آفريده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم عليه السّلام و همسرش حوّاء.
و كلاغى كه براى راهنمائى دفن هابيل آمد.
و گوسفندى كه براى قربانى ، به جاى حضرت اسماعيل عليه السّلام آمد.
و شترى كه خداوند براى پيامبرش ، حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى عليه السّلام .
و هفتمين موجود آن پرنده اى بود كه توسّط حضرت عيسى عليه السّلام آفريده شد.
26 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّةِ ما مِنْ صَباحٍ إ لاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللّهِ تَعالى .(91)
ترجمه :
فرمود: همانا - نامه كردار و - اءعمال اين امّت ، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
27 - قالَ عليه السّلام : إ جْتَنِبُواالْغِشْيانَ فى اللَّيْلَةِالَّتى تُريدُون فيها السَّفَرَ، فإ نَّ مَنْ فَعَلَ ذلِكَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ كانَ جَوّالَةً.(92)
ترجمه :
فرمود: در آن شبى كه قصد مسافرت داريد، با همسر خود زناشوئى نكنيد، كه چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسيار متحرّك و افكارش مغشوش مى باشد.
28 - قالَ عليه السّلام : الرّكْنُ الْيَمانى بابٌ مِنْ اءبْوابِ الْجَنَّةِ، لَمْ يَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَإ نَّ ما بَيْنَ الرُّكْنَيْنِ - الا سْوَد وَالْيَمانى - مَلَكٌ يُدْعى هُجَيْرٌ، يُؤَمِّنُ عَلى دُع اءِالْمُؤْمِنينَ.(93)
ترجمه :
فرمود: رُكن يَمانىِ كعبه الهى ، دربى از درب هاى بهشت است و مابين ركن يمانى و حجرالا سود ملك و فرشته اى است كه براى استجابت دعاى مؤ منين آمّين مى گويد.
29 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ الْغِنى وَاْلِعزَّ خَرَجا يَجُولانِ، فَلَقيا التَّوَكُلَّ فَاسْتَوْطَنا.(94)
ترجمه :
فرمود: عزّت و بى نيازى - هر دو - شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دويدند، چون به توكّل برخورد كردند، آرامش پيدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
30 - قالَ عليه السّلام : مَنْ نَفَّسَ كُرْبَةَ مُؤْمِنٍ، فَرَّجَ اللّهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْيا والْآخِرَةِ.(95)
ترجمه :
فرمود: هركس گره اى از مشكلات مؤ منى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.
31 - قالَ عليه السّلام : مَنْ والانا فَلِجَدّى صلّى اللّه عليه و آله والى ، وَمَنْ عادانا فَلِجَدّى صلّى اللّه عليه و آله عادى .(96)
ترجمه :
فرمود: هر كه ما را دوست بدارد و پيرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مى باشد.
و هركس با ما دشمن و كينه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا خواهد بود.
32 - قالَ عليه السّلام : يَابْنَ آدَمَ، اءُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ اءبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا، وَ كَاءَنَّكَ عَنْ قَليلٍ قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.(97)
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان - و دوستان - تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند.
و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست - پس مواظب اعمال و رفتار خود باش - .
33 - قالَ عليه السّلام : يَاابْنَ آدَمَ، إ نَّما اءنْتَ اءيّامٌ، كُلَّما مَضى يَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُكَ.(98)
ترجمه :
فرمود: اى فرزند آدم ، بدرستى كه تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى ، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است - بنابراين لحظات عمرت را غنيمت شمار كه جبران ناپذير است - .
34 - قالَ عليه السّلام : مَنْ حاوَلَ أ مْراً بِمَعْصِيَةِ اللّهِ كانَ أ فْوَتُ لِما يَرْجُو وَ أ سْرَعُ لِمَجيى ءِ ما يَحْذَرُ.(99)
ترجمه :
فرمود: هركس از روى نافرمانى و معصيتِ خداوند، كارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سريع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناك و بيمناك مى باشد مبتلا مى گردد.
35 - قالَ عليه السّلام : الْبُكاءُ مِنْ خَشْيَةِاللّه نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُكاءُالْعُيُونِ، وَ خَشْيَةُالْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَةِاللّهِ.(100)
ترجمه :
فرمود: گريان بودن به جهت ترس از - عذاب - خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود؛ و فرمود: گريان بودن چشم و خشيت داشتن دل ها يكى از نشانه هاى رحمت الهى - براى بنده - است .
36 - قالَ عليه السّلام : لايَكْمِلُ الْعَقْلُ إ لاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.(101)
ترجمه :
فرمود: بينش و عقل و درك انسان تكميل نمى گردد مگر آن كه - اءهل حقّ و صداقت باشد و - از حقايق ، تبعيّت و پيروى كند.
37 - قالَ عليه السّلام : اءَهْلَكَ النّاسَ إ ثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.(102)
ترجمه :
فرمود: دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است :
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.
و ديگرى فخر كردن - در مسائل مختلف - و مباهات بر ديگران است .
38 - قالَ عليه السّلام : مَنْ عَرَفَ حَقَّ اءَبَوَيْهِ الاْ فْضَلَيْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلىٍّ، وَ اءطاعَهُما، قيلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى اءيِّ الْجِنانِ شِئْتَ.(103)
ترجمه :
فرمود: هر شخصى كه حقّ والدينش محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، و علىّ عليه السّلام را كه با شرافت و با فضيلت ترين انسان ها هستند، بشناسد و - در تمام امور زندگى - از ايشان تبعيّت و اطاعت كند؛ در قيامت به او خطاب مى شود:
هر قسمتى از بهشت را كه خواستار باشى ، مى توانى انتخاب كنى و در آن وارد شوى .
39 - قالَ عليه السّلام : مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّه اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَ كَّلَهُ اللّهُ إ لَى النّاسِ.(104)
ترجمه :
فرمود: هركس رضايت و خوشنودى خداوند را - در اءمور زندگى - طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود.
و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند اءمور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.
40 - قالَ عليه السّلام : إ نَّ شيعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَل .(105)
ترجمه :
فرمود: شيعيان و پيروان ما - اهل بيت رسالت - آن كسانى هستند كه اءفكار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 1:17 PM توسط علی اکبر ملکی
|