مثبت انديشي
روانشناسي مثبت انديشي :
زندگي سرشار از نعمت ها و ثروت هاي نامحدود است ، همه انسان ها حق و اختيار دارند در زندگي موفق شده و با شادماني و نشاط زندگي كنند ؛ ولي دستيابي به شادي و شادابي ، موفقيت در هر زمينه ، فقط به همت و تلاش هر كس بستگي دارد ؛ هيچ كس جز خود شخص نمي تواند موفقيت و شادابي ها يا غم ها و شكست ها را براي خويشتن فراهم سازد . چگونه است كه گروه اندكي ، احساس خوشبختي و سعادت مي كنند ، در حالي كه عده زيادي از خود ناراضي هستند ؟
در تقسيم بندي جانوران ، انسان در گروه پستانداران قرار دارد . انسان از نظر فيزيكي و جسماني ، وجوه مشترك فراوان با ديگر پستانداران دارد . عمده ترين و اصلي ترين تفاوت انسان با ساير جانداران ، داشتن قدرت تفكر و استدلال است . تفكر عالي ترين امتياز در مقايسه با ديگر جانداران است . تحقيق ، تجربه ـ تحليل و مقايسه ـ به صورت پيشرفته و پيوسته ـ فقط از آن انسان است . همه انسان ها ، قدرت انديشيدن را دارند ولي چگونگي كيفيت و جهت آن در افراد ، متفاوت مي باشد .
چرا فكر و انديشه اين همه مهم و ارزشمند است ؟
در حقيقت ، همه چيز از افكار و ذهن انسان سرچشمه مي گيرد ؛ يعني ، انسان ساخته و پرداخته افكار خويش است ؛ انسان همان است كه فكر مي كند ( .... اي برادر تو همه انديشه اي .... ) قدرت خلاقه ، نتيجه انديشه انسان مي باشد . در واقع ذهن ، افكار و انديشه ها و شخصيت و تجارب حتي واقعيت هاي ما را مي سازد . اين ذهن ماست كه از ما انساني موفق و قوي مي سازد ، يا برعكس آن عمل مي كند ، شگفتي در اينجاست كه ( ضمير ناخودآگاه ) بين انديشه هاي سازنده و زيانبار ، تفاوتي قايل نشده و براي شكوفايي هر يك از آنها ، انرژي مساوي به كار مي برد !
به طور كلي ، هر كسي حوادث و اتفاقات بيروني را ـ با توجه به باورها و بينش خود به طور خودكار و از روي عادت ـ تفسير و توجيه مي كند ؛ اين ما هستيم كه ( به طور خودكار ) تصميم مي گيريم از مسائل چگونه برداشت كنيم و ديگران را چگونه ببينيم ! در واقع هر كسي با ذهنيت خود ، واقعيت هاي خويش را مي سازد .
به عنوان مثال ، اگر از يك حادثه اي كه 10 نفر شاهد داشته ، بخواهيم گزارش كاملي از واقعه را ارائه نمايند ، هر يك از آنان ، تحت تاثير ذهنيت و باورهاي شان ، برداشت هاي خود را از حادثه مي كنند . در بررسي گزارش ها ، مي بينيم كه 10 گزارش كم و بيش متفاوت در جلو رويمان قرار دارد ، درحالي كه هر ده نفر شاهد عيني يك واقعه بوده اند . به علاوه هر يك از آنها واقعا ً فكر مي كنند ، آنچه را كه ديده اند دقيقاً گزارش نموده اند ... ده ناظر و ده گزارش متفاوت از يك رويداد ... ؛ چرا گزارش ها اين چنين متفاوتند ؟ .... چون ، ده ناظر هر يك ، با توجه به باورها و ذهنيت خود و به طور خودكار و از روي عادت ـ واقعه را مورد بررسي و تفسير قرار داده و با ذهنيت خود ، از آن حادثه ، واقعيت هايي خلق كرده و به بيان آن پرداخته اند ! درست مثل ده دوربين عكاسي كه از ده زاويه مختلف يك حادثه ، عكسبرداري نموده باشند ! بنابراين ، هيچ حادثه اي به خودي خود معنايي ندارد ، ما هستيم كه با توجه به ذهنيت خودمان به آن ، معني و مفهوم مي بخشيم.
روانشناسان معتقد هستند كه : انديشه ها و پندارهاي ماست كه كيفيت زندگي ما را مي سازد ، انديشه ها هستند كه موجب موفقيت يا شكست ، عامل سلامتي يا مريضي ، باعث خوشبختي يا بدبختي و .. ما هستند . با انديشه هاي مثبت است كه انسان سرشار از شور و شوق و اشتياق احساس خوشبختي ، تندرستي و آرامش مي كند ؛ با افكار منفي است كه احساس شكست ؛ بدبختي ، مريضي و بيچارگي مي كند ؛ با انديشه هاي مثبت است كه توانمندي ها ، اعتماد به نفس و خود باوري ها قويا بالا مي رود ، در حالي كه با افكار منفي ، ناتواني ها ، حقارت و خود كم بيني ها ، درماندگي هايمان تشديد گرديده و در نتيجه بسياري از امراض روحي و جسمي نصيب مان مي شود .
جاي تاسف اينجاست كه اكثر مردم بدون اين كه خود متوجه باشند ، با تكرار انديشه هاي مخرب ، انرژي هاي خود را بر ضد خويش به كار برده و سبب بدبختي هاي خود مي شوند ! از همه حيرت انگيزتر اين است كه بسياري از مردم بدون اينكه خود متوجه شوند ، به فقر ، ذلت و ناكامي عادت كرده و در جهت رسيدن به آنها ، برنامه ريزي مي كنند !
نكته شگفت انگيز اينجاست كه وقتي منفي انديش باشيم ، از هر حادثه حتي از موفقيت ها ـ ندانسته ها و ناآگاهانه ـ برداشت هاي ناصواب و منفي كرده و به راحتي افكار منفي در ذهن مان جاي مي گيرند ،... اما جنبه هاي مثبت را مي بايست با تلقين به افكار تزريق كرد .
وقتي انديشه هاي منفي را در سر داريم ، آنها را خواسته يا ناخواسته در هر روز چندهزار مرتبه تكرار مي كنيم ، در نتيجه : افكار منفي قوي تر مي شوند و جاي بيشتري در ذهن به خود اختصاص مي دهند ، در نهايت ، تمام بخش توليد فكر را تحت نظارت خود مي گيرند و به مجموعه افكارمان ، ماهيتي منفي مي دهند . با اين روند ، بدون اينكه بخواهيم و ندانسته ، بخش عظيمي از توانايي هاي ( بالفعل و بالقوه ) خود را ناتوان ساخته و بيهوده هدر مي دهيم ... در نتيجه بي حوصله ، كم اشتها ، پريشان حال ، بدخواب و افسرده و ... گشته ، زخم معده گرفته ، ... همچنين به ناراحتي قلبي ، عروق ، فشار خون و هزاران دردهاي ديگر دچار مي شويم ... در حقيقت با منفي انديشي و منفي بافي و تكرار آن در ذهن ، انرژي و نيروي خود را در تخريب خويش و ديگران به كار برده و زندگي را براي خود و ديگران زهرآگين مي سازيم ، ... به عبارت ساده ، سموم حاصل از نگراني ، خشم ، ترس ، ناكامي ، منفي بافي و ... مارا به سوي بيماري و نابودي مي كشاند . غير ممكن است ، در آن واحد هم سالم باشيم و هم منفي نگر و مضطرب و نگران ! انديشه هاي منفي مثل يك غده سرطاني عمل مي كنند ، به مرور زمان كليه افكار مثبت را محو و نابود ساخته و پاياني غم انگيز بوجود مي آورند .
با توجه به اينكه زندگي ، جريان ، حركت و پوياست ، وقتي تفكر مثبت بر آن حاكم باشد، اين حركت ، با پويايي و قدرت و سرعت بيشتري جاري مي شود ، در حالي كه با حاكميت تفكر منفي ، شدت و قدرت آن قوياً كاهش مي يابد . چه بايد كرد ؟
خصوصيات فردي و نحوه تفكر آدمي ، تحت تاثير استعداد هاي ارثي و توان هاي بالقوه و فرهنگ حاكم بر جامعه و الگوهاي محيط ( خانواده و اجتماع ) قرار دارد . چون اكثر مردم در تمامي جوامع ، منفي انديش و منفي باف هستند ، شستشوي ذهن از افكار و انديشه هاي منفي كاري است بس بزرگ ، فقط انسان هاي آگاه ، هدفمند ، شجاع و جسور مي توانند خود را از تحت نفوذ فرهنگ حاكم ناصواب و بازدارنده و الگوهاي منفي و زيان بار بيرون كشيده و با پويايي ذهن ، آرام آرام خود را از فقر به اوج سعادت و خوشبختي برسانند تا هم براي خود خلاق و مفيد شده و هم براي اجتماع .
انسان هاي مصمم قادر هستند :
1ـ با استفاده از عقايد و افكار مثبت و سازنده و با تلقين و تاكيد بر آنها ؛
2ـ با پرسش هاي مثبت از خود ؛
3ـ با تجسم و تصورات ذهني مثبت و ... باورهاي جديد مورد نظر خود را در « ضمير ناخودآگاه » مستقر نمايند ؛ با تغيير باورها ، افكار و انديشه هاي جديد ، احساساتمان دگرگون شده و كردارمان نيز تغيير مي يابد .
به اين طريق و با عزمي راسخ و با تلاش و پيگيري پايان ناپذير ، مي توانيم افكار مثبت ، نيرو بخش و سازنده را ، آگاهانه جايگزين انديشه هاي منفي و مخرب ،.... نشاط و شادابي را به جاي افسردگي و پريشان حالي ،... تندرستي و سلامتي را به جاي ناخوشي و ميضي ،... موفقيت و پيروزي را به جاي شكست و ناكامي ،... آرامش باطني واقعي را به جاي دلهره و نگراني ،... گذاشت و عفو و بزرگواري را جايگزين تنگ نظري و انتقام و حسادت بسازيم .
به اين ترتيب ، با تغيير باورها ، افكار و شيوه هاي زندگي مان تازه گشته و در مسير دگرگوني عظيم و شگفت انگيز زندگي قرار مي گيريم . چرا كه با مثبت نگري يك انرژي عظيم و نامحدود و بسيار ارزان ، هميشه در اختيار ما قرار مي گيرد ، كه جالب ترين و بزرگترين موفقيت ها و شادكامي ها را براي ما به ارمغان مي آورد .