بیانات مقام معظم رهبری 19 دی

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مردم قم در سالگرد قیام 19 دى (۱۳۸۸/۱۰/۱۹ - ۱۳:۵۳)
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
هر سال نوزدهم دى را همهى ملت ایران، بخصوص مردم عزیز و بابصیرت قم، همچون یك مقطع تاریخىِ گویا و زباندار، به رخ مستكبران عالم میكشند. جا هم دارد؛ حقیقتاً هم حادثه اى مثل نوزدهم دى، به رخ دشمن كشیدنى است.
این حادثه از ابعاد مختلفى قابل توجه و تأمل است: هم بصیرت در این حادثه موج میزند، هم موقعشناسى، هم دشمن شناسى، هم مجاهدت و اقدام و فداكارى؛ اینها ابعاد این حادثهى عظیمى است كه در نوزدهم دى سال 56 - یعنى سى و دو سال قبل - به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر، همین حادثه، مبدأ یك تحول، یك حركت، یك جریان عظیم و جهتدارى در ملت ایران شد. پس حادثه، حقیقتاً حادثهى مهمى است. آن روز هم تأثیر گذاشت؛ امروز هم كه شما یاد آن حادثه را و یاد شهداى روحانى و غیر روحانىِ آن حادثه را گرامى میدارید، باز تأثیر میگذارد؛ درس میدهد، بصیرت میدهد و جهت حركت را به ما نشان میدهد.
روزهاى سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این ارادهها و مجاهدتهاست كه یك روزى را از میان روزهاى دیگر برمیكشد و آن را مشخص میكند، متمایز میكند، متفاوت میكند و مثل یك پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند كه ناگهان با یك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمنشناسى است، از وقتشناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمایز میكنند.
مطمئن باشید كه روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یك روز متمایزى شد. شاید به یك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - این حركت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فكر میكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مىبیند. این كارها كارهائى نیست كه با ارادهى امثال ما انجام بگیرد؛ این كار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در یك موقعیت حساسى - كه من بارها این را نقل كردهام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
در شرائط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام میكند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. در قرآن مكرر این معنا ذكر شده است. دست اشاره ى الهى همه جا قابل دیدن است؛ منتها چشم باز میخواهد. اگر چشم را باز نكردیم، هلال شب اول ماه را هم نخواهیم دید؛ اما هلال هست. باید چشم باز كنیم، باید نگاه كنیم، دقت كنیم، از همه ى امكاناتمان استفاده كنیم تا این حقیقت را كه خدا در مقابل ما قرار داده است، ببینیم.
مهم این است كه انسان این مجاهدت را بكند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او كمك میكند. نوزده دىِ مردم قم در سال 56 از این قبیل بود، نهم دىِ امسالِ آحاد مردم كشور - كه حقیقتاً این حركت میلیونى فوقالعاده ى مردم حركت عظیمى بود - از همین قبیل است، و قضایاى گوناگونى كه ما در طول انقلاب از این چیزها كم نداشتیم. این مجاهدت، راه را به ما نشان میدهد.
ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین در مقابل كفار كه قرار نداشت؛ جبههى مقابل امیرالمؤمنین جبههاى بودند كه نماز هم میخواندند، قرآن هم میخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خیلى سخت بود. كى باید اینجا روشنگرى كند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضى ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را كه انسان میخواند، دلش میلرزد. در این صف عظیمى كه امیرالمؤمنین به عنوان لشكریان راه انداخته بود و تا آن منطقه ى حساس - در شامات - در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مىافتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول كشید. یك وقت خبر مىآوردند كه در فلان جبهه، یك نفرى شبهه اى برایش پیدا شده است؛ شروع كرده است به اینكه آقا ما چرا داریم میجنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه. اینجا اصحاب امیرالمؤمنین - یعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى كه از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند - جلو مىافتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) كه مهمترین كار را ایشان میكرد. یكى از دفعات عمار یاسر - ظاهراً عمار بود - استدلال كرد. ببینید چه استدلالهائى است كه انسان میتواند همیشه اینها را به عنوان استدلالهاى زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یك عدهاى دچار شبهه شدهاند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانى كرد. یكى از حرفهاى او در این سخنرانى این بود كه گفت: این پرچمى كه شما در جبههى مقابل مىبینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم - پرچم بنى امیه - زیر این پرچم، همان كسانى آن روز ایستاده بودند كه امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنى امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنىامیه بود. گفت: اینهائى كه شما مى بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستادهاند، همینها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم. این طرفى كه امیرالمؤمنین هست، همین پرچمى كه امروز امیرالمؤمنین دارد - یعنى پرچم بنىهاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین كسانى كه امروز زیرش ایستادهاند، یعنى علىبنابىطالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند، در یك جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبههى دیگر، در جبههى مقابل. فرقش این است كه آن روز آنها ادعا میكردند و معترف بودند و افتخار میكردند كه كافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا میكنند كه مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر كه ما عرض میكنیم بصیرت بصیرت، یعنى این.
از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، كىها زیر پرچم مبارزهى با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریكا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستكبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابستهی به نظام استكبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه كنید از قبل از انتخابات سال 88، در این هفت هشت ماه تا امروز آمریكا كجا ایستاده است؟ انگلیس كجا ایستاده است؟ خبرگزارىهاى صهیونیستى كجا ایستاده اند؟ در داخل، جناحهاى ضد دین، از تودهاى بگیر تا سلطنتطلب، تا بقیهى اقسام و انواع بى دینها كجا ایستادهاند؟ یعنى همان كسانى كه از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى كردند، سنگ زدند، گلوله خالى كردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در بیست و دوى بهمن گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا كردند شعار دادن؛ همانها الان مى آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمریكا بود؛ اسمشان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادى طلب بود، پشت سرشان همهی دستگاههاى ارتجاع و استكبار و استبداد كوچك و بزرگ دنیا صف كشیده بودند! امروز هم همین است. اینها علامت است، اینها شاخص است؛ و مهم این است كه ملت این شاخصها را میفهمد؛ این چیزى است كه انسان اگر صدها بار شكر خدا را بكند، حقش را به جا نیاورده است؛ سجدهى شكر كنیم.
این ملت عظیم از قشرهاى مختلف در سراسر كشور نگاه میكنند به صحنه، میشناسند صحنه را؛ خیلى چیز بزرگ و مهمى است. اینى كه من عرض میكنم روز نُه دى در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است كه كشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همین است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ایران حمله كنند؛ میترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بكر را میكشند جلو، بمباران تبلیغاتى میكنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگرى است. دشمن حقیقى آنها ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها همین غیرت دینى جوانهاست كه میجوشد. یك وقتى هم دندان روى جگر میگذارند، صبر هم میكنند، باید هم بكنند؛ اما یك وقت هم آنجائى كه وقت حضور در صحنه است، مىآیند توى صحنه.
تحلیل حوادث جارى كشورمان تحلیلى نیست كه از حوادث عالم جدا باشد. حوادث عالم، حوادث منطقه، اینها به هم متصل است. بخشى هم مربوط به كشور ماست، كه البته آن بخش اصلى و اساسى است. علت هم این است كه استكبار لنگى كار خود را از اینجا مى بیند؛ و این نشان میدهد كه یك ملت و یك مجموعهى انسانى چه نقشى میتواند ایفاء كند. اینى كه امام بزرگوار ما هى خطاب میكرد به امت اسلام، با توجه به این حقیقت است. یك ملت وقتى بیدار میشود، اینجور میتواند همهى محاسبات استكبار را به هم بریزد. كارخانهاى كه آنها درست كردند، خط تولیدى كه براى به ثمر رساندن اهداف استكبارىِ خودشان به وجود آوردند، این خط تولید را بیدارى یك ملت اینجور كُند یا متوقف میكند. اگر همهی ملتهاى مسلمان بیایند توى میدان، چه میشود! اگر همهى ملتهاى مسلمان همین بصیرت را، همین آمادگى را، همین حضور را پیدا كنند، چه اتفاقى در دنیا مى افتد! از این میترسند. میخواهند صداى من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهاى دیگر نرسد. میخواهند كارى كنند كه ملتهاى دیگر نفهمند تأثیر بیدارى و بصیرت یك ملت در حوادث عالم چقدر است.
یك نكته را هم به جوانان عزیز انقلابى، به فرزندان عزیز انقلابى خودم، به فرزندان بسیجى - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بیگانگان از ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مىبینند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بینند روز عاشورا چگونه یك عدهاى حرمت عاشورا را هتك میكنند، حرمت امام حسین را هتك میكنند، حرمت عزاداران حسینى را هتك میكنند، دلهاشان به درد مىآید، سینههاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى میخواهم عرض بكنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رویهاى، كمك به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میكنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میكنند، هر روز مى آورند، من نگاه میكنم - مى بینم همین طور جوانها گلهمند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میكنند كه چرا فلانى صبر میكند؟ چرا فلانى ملاحظه میكند؟ من عرض میكنم؛ در شرائطى كه دشمن با همهى وجود، با همهى امكاناتِ خود درصدد طراحى یك فتنه است و میخواهد یك بازى خطرناكى را شروع كند، باید مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاههاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میكند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى».(1) بله، یك عدهاى دشمنى میكنند، یك عدهاى خباثت به خرج میدهند، یك عده اى از خباثتكنندگان پشتیبانى میكنند - اینها هست - اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بىگناهانى كه از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینكه یك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.
مسئولین كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مىبینند؛ مىبینند مردم در چه جهتى دارند حركت میكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظیم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولین قوهى مجریه، مسئولین قوهى مقننه، مسئولین قوهى قضائیه، دستگاههاى گوناگون، همه میدانند كه مردم در صحنهاند و چه میخواهند. دستگاهها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینهى ادارهى كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سیاسى دارد، مسائل بینالمللى دارد، مسائل امنیتى دارد؛ صدها مسئلهی مهم پیش روى مسئولان كشور هست؛ باید اینها را انجام بدهند؛ باید كشور را مدیریت كنند؛ باید كشور را جلو ببرند. دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهاى كشور از كار بیفتد؛ نباید به دشمن كمك كرد. دشمن میخواهد با اینگونه حوادث، چرخ پیشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن میخواهد چرخ پیشرفت علمى كه بحمداللَّه دور برداشته است و حركت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن میخواهد حضور سیاسى قدرتمندانه ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بینالمللى را كه امروز از گذشته بسیار بارزتر و پرجلوهتر است، مخدوش كند، خراب كند با این مسائل اینجورى؛ نباید به دشمن كمك كرد. بنابراین مسئولان باید كارهاى خود را در زمینههاى اقتصادى، در زمینههاى علمى، در زمینههاى سیاسى، در زمینههاى اجتماعى، در همهى زمینه هائى كه مسئولیتى دارند، وظیفهاى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همكارى هاى با دولت و مسئولین كشور هم باید ادامه پیدا كند. مردم هم كه حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.
بزرگترین ثروت براى یك نظام همین است كه مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حركت مردمى را خراب كنند؛ گفتند راهپیمائى حكومتى! بى عقلها نفهمیدند كه با این حرف دارند حكومت را تعریف میكنند؛ دارند از حكومت تمجید میكنند. این چه حكومتى است كه در ظرف دو روز - روز عاشورا (یكشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حركت عظیم راه افتاد - میتواند یك چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور دیگر، كدام حكومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوىترین حكومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان - كه ولخرجىهاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابكارى و تروریست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بكنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا كشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر كشور بیایند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، این خیلى حكومت مقتدرى است؛ پس خیلى حكومت قوىاى است كه اینجور امكان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است كه در كشور ما حكومت و مردمى وجود ندارد - همه یكى اند - مسئولین حكومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر كدام قطرههائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.
رحمت خداوند بر روان پاك امام بزرگوارمان كه سلسلهجنبان این حركت عظیم، او بود؛ و رحمت خداوند بر روان پاك شهداى عزیزمان كه آنها بودند كه پیشروان و سابقون این حركت عظیم بودند، كه «و السّابقون السّابقون. اولئك المقرّبون»؛(2) اینها هستند كه راه را باز كردند، هموار كردند؛ و رحمت خدا بر شما مردم عزیز، بر شما جوانان عزیز، كه اینجور بصیرت و آمادگى را از خودتان نشان میدهید و دشمن را از دست اندازى به كشورتان و نظامتان و انقلابتان مأیوس میكنید. خداوند ان شاءاللَّه یار و نگهدار شما باشد.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) مائده: 8؛ «... و البته نباید دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید؛ عدالت كنید كه آن به تقوا نزدیكتر است ...»
2) واقعه: 10 و 11؛ «و سبقت گیرندگان مقدمند. آنانند همان مقربان [خدا]»
هر سال نوزدهم دى را همهى ملت ایران، بخصوص مردم عزیز و بابصیرت قم، همچون یك مقطع تاریخىِ گویا و زباندار، به رخ مستكبران عالم میكشند. جا هم دارد؛ حقیقتاً هم حادثه اى مثل نوزدهم دى، به رخ دشمن كشیدنى است.
این حادثه از ابعاد مختلفى قابل توجه و تأمل است: هم بصیرت در این حادثه موج میزند، هم موقعشناسى، هم دشمن شناسى، هم مجاهدت و اقدام و فداكارى؛ اینها ابعاد این حادثهى عظیمى است كه در نوزدهم دى سال 56 - یعنى سى و دو سال قبل - به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر، همین حادثه، مبدأ یك تحول، یك حركت، یك جریان عظیم و جهتدارى در ملت ایران شد. پس حادثه، حقیقتاً حادثهى مهمى است. آن روز هم تأثیر گذاشت؛ امروز هم كه شما یاد آن حادثه را و یاد شهداى روحانى و غیر روحانىِ آن حادثه را گرامى میدارید، باز تأثیر میگذارد؛ درس میدهد، بصیرت میدهد و جهت حركت را به ما نشان میدهد.
روزهاى سال، به طور طبیعى و به خودى خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این ارادهها و مجاهدتهاست كه یك روزى را از میان روزهاى دیگر برمیكشد و آن را مشخص میكند، متمایز میكند، متفاوت میكند و مثل یك پرچمى نگه میدارد تا راهنماى دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز جان میدهد، معنا میدهد، او را تا عرش بالا میبرد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین بن على (علیه السّلام) است كه به این روز، این خطورت و اهمیت را میبخشد. روز نوزدهم دى هم همین جور است، روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند كه ناگهان با یك حركت - كه آن حركت برخاسته از همان عواملى است كه نوزدهم دىِ قم را تشكیل داد؛ یعنى برخاسته ى از بصیرت است، از دشمنشناسى است، از وقتشناسى است، از حضور در عرصه ى مجاهدانه است - روز نهم دى را هم متمایز میكنند.
مطمئن باشید كه روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یك روز متمایزى شد. شاید به یك معنا بشود گفت كه در شرائط كنونى - كه شرائط غبارآلودگىِ فضاست - این حركت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ كار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فكر میكند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه السّلام) را مىبیند. این كارها كارهائى نیست كه با ارادهى امثال ما انجام بگیرد؛ این كار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور كه امام در یك موقعیت حساسى - كه من بارها این را نقل كردهام - به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.
در شرائط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام میكند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. در قرآن مكرر این معنا ذكر شده است. دست اشاره ى الهى همه جا قابل دیدن است؛ منتها چشم باز میخواهد. اگر چشم را باز نكردیم، هلال شب اول ماه را هم نخواهیم دید؛ اما هلال هست. باید چشم باز كنیم، باید نگاه كنیم، دقت كنیم، از همه ى امكاناتمان استفاده كنیم تا این حقیقت را كه خدا در مقابل ما قرار داده است، ببینیم.
مهم این است كه انسان این مجاهدت را بكند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او كمك میكند. نوزده دىِ مردم قم در سال 56 از این قبیل بود، نهم دىِ امسالِ آحاد مردم كشور - كه حقیقتاً این حركت میلیونى فوقالعاده ى مردم حركت عظیمى بود - از همین قبیل است، و قضایاى گوناگونى كه ما در طول انقلاب از این چیزها كم نداشتیم. این مجاهدت، راه را به ما نشان میدهد.
ببینید در جنگ صفین، امیرالمؤمنین در مقابل كفار كه قرار نداشت؛ جبههى مقابل امیرالمؤمنین جبههاى بودند كه نماز هم میخواندند، قرآن هم میخواندند، ظواهر در آنها محفوظ بود؛ خیلى سخت بود. كى باید اینجا روشنگرى كند و حقائق را به مردم نشان دهد؟ بعضى ها حقیقتاً متزلزل میشدند. تاریخ جنگ صفین را كه انسان میخواند، دلش میلرزد. در این صف عظیمى كه امیرالمؤمنین به عنوان لشكریان راه انداخته بود و تا آن منطقه ى حساس - در شامات - در مقابل معاویه قرار گرفته بود، تزلزل اتفاق مىافتاد؛ بارها این اتفاق افتاد؛ چند ماه هم قضایا طول كشید. یك وقت خبر مىآوردند كه در فلان جبهه، یك نفرى شبهه اى برایش پیدا شده است؛ شروع كرده است به اینكه آقا ما چرا داریم میجنگیم؟ چه فایده دارد؟ چه، چه. اینجا اصحاب امیرالمؤمنین - یعنى در واقع اصحاب خاص و خالصى كه از اول اسلام با امیرالمؤمنین همراه بودند و از امیرالمؤمنین جدا نشدند - جلو مىافتادند؛ از جمله جناب عمار یاسر (سلام اللَّه علیه) كه مهمترین كار را ایشان میكرد. یكى از دفعات عمار یاسر - ظاهراً عمار بود - استدلال كرد. ببینید چه استدلالهائى است كه انسان میتواند همیشه اینها را به عنوان استدلالهاى زنده در دست داشته باشد. ایشان دید یك عدهاى دچار شبهه شدهاند؛ خودش را رساند آنجا، سخنرانى كرد. یكى از حرفهاى او در این سخنرانى این بود كه گفت: این پرچمى كه شما در جبههى مقابل مىبینید، این پرچم را من در روز احد و بدر در مقابل رسول خدا دیدم - پرچم بنى امیه - زیر این پرچم، همان كسانى آن روز ایستاده بودند كه امروز هم ایستاده اند؛ معاویه و عمروعاص. در جنگ احد، هم معاویه، هم عمروعاص و دیگر سران بنى امیه در مقابل پیغمبر قرار داشتند؛ پرچم هم پرچم بنىامیه بود. گفت: اینهائى كه شما مى بینید در زیر این پرچم، آن طرف ایستادهاند، همینها زیر همین پرچم در مقابل پیغمبر ایستاده بودند و من این را به چشم خودم دیدم. این طرفى كه امیرالمؤمنین هست، همین پرچمى كه امروز امیرالمؤمنین دارد - یعنى پرچم بنىهاشم - آن روز هم در جنگ بدر و احد بود و همین كسانى كه امروز زیرش ایستادهاند، یعنى علىبنابىطالب و یارانش، آن روز هم زیر همین پرچم ایستاده بودند. از این علامت بهتر؟ ببینید چه علامت خوبى است. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند، در یك جبهه. پرچم، همان پرچم جنگ احد است؛ آدمها همان آدمهایند در جبههى دیگر، در جبههى مقابل. فرقش این است كه آن روز آنها ادعا میكردند و معترف بودند و افتخار میكردند كه كافرند، امروز همانها زیر آن پرچم ادعا میكنند كه مسلمند و طرفدار قرآن و پیغمبرند؛ اما آدمها همان آدمهایند، پرچم هم همان پرچم است. خوب، اینها بصیرت است. اینقدر كه ما عرض میكنیم بصیرت بصیرت، یعنى این.
از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، كىها زیر پرچم مبارزهى با امام و انقلاب ایستادند؟ آمریكا در زیر آن پرچم قرار داشت، انگلیس در زیر آن پرچم قرار داشت، مستكبرین در زیر آن پرچم قرار داشتند، مرتجعین وابستهی به نظام استكبار و سلطه، همه در زیر آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همین جور است. الان هم شما نگاه كنید از قبل از انتخابات سال 88، در این هفت هشت ماه تا امروز آمریكا كجا ایستاده است؟ انگلیس كجا ایستاده است؟ خبرگزارىهاى صهیونیستى كجا ایستاده اند؟ در داخل، جناحهاى ضد دین، از تودهاى بگیر تا سلطنتطلب، تا بقیهى اقسام و انواع بى دینها كجا ایستادهاند؟ یعنى همان كسانى كه از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى كردند، سنگ زدند، گلوله خالى كردند، تروریسم راه انداختند. سه روز از پیروزى انقلاب در بیست و دوى بهمن گذشته بود، همین آدمها با همین اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خیابان ایران، بنا كردند شعار دادن؛ همانها الان مى آیند توى خیابان، علیه نظام و علیه انقلاب شعار میدهند! چیزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمریكا بود؛ اسمشان سوسیالیست بود، لیبرال بود، آزادى طلب بود، پشت سرشان همهی دستگاههاى ارتجاع و استكبار و استبداد كوچك و بزرگ دنیا صف كشیده بودند! امروز هم همین است. اینها علامت است، اینها شاخص است؛ و مهم این است كه ملت این شاخصها را میفهمد؛ این چیزى است كه انسان اگر صدها بار شكر خدا را بكند، حقش را به جا نیاورده است؛ سجدهى شكر كنیم.
این ملت عظیم از قشرهاى مختلف در سراسر كشور نگاه میكنند به صحنه، میشناسند صحنه را؛ خیلى چیز بزرگ و مهمى است. اینى كه من عرض میكنم روز نُه دى در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است كه كشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همین است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ایران حمله كنند؛ میترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بكر را میكشند جلو، بمباران تبلیغاتى میكنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگرى است. دشمن حقیقى آنها ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقى آنها همین غیرت دینى جوانهاست كه میجوشد. یك وقتى هم دندان روى جگر میگذارند، صبر هم میكنند، باید هم بكنند؛ اما یك وقت هم آنجائى كه وقت حضور در صحنه است، مىآیند توى صحنه.
تحلیل حوادث جارى كشورمان تحلیلى نیست كه از حوادث عالم جدا باشد. حوادث عالم، حوادث منطقه، اینها به هم متصل است. بخشى هم مربوط به كشور ماست، كه البته آن بخش اصلى و اساسى است. علت هم این است كه استكبار لنگى كار خود را از اینجا مى بیند؛ و این نشان میدهد كه یك ملت و یك مجموعهى انسانى چه نقشى میتواند ایفاء كند. اینى كه امام بزرگوار ما هى خطاب میكرد به امت اسلام، با توجه به این حقیقت است. یك ملت وقتى بیدار میشود، اینجور میتواند همهى محاسبات استكبار را به هم بریزد. كارخانهاى كه آنها درست كردند، خط تولیدى كه براى به ثمر رساندن اهداف استكبارىِ خودشان به وجود آوردند، این خط تولید را بیدارى یك ملت اینجور كُند یا متوقف میكند. اگر همهی ملتهاى مسلمان بیایند توى میدان، چه میشود! اگر همهى ملتهاى مسلمان همین بصیرت را، همین آمادگى را، همین حضور را پیدا كنند، چه اتفاقى در دنیا مى افتد! از این میترسند. میخواهند صداى من و شما خاموش بشود و به گوش ملتهاى دیگر نرسد. میخواهند كارى كنند كه ملتهاى دیگر نفهمند تأثیر بیدارى و بصیرت یك ملت در حوادث عالم چقدر است.
یك نكته را هم به جوانان عزیز انقلابى، به فرزندان عزیز انقلابى خودم، به فرزندان بسیجى - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بیگانگان از ایمان دینى به گوششان میخورد یا با چشمشان مىبینند، عصبانى هستند؛ وقتى مى بینند روز عاشورا چگونه یك عدهاى حرمت عاشورا را هتك میكنند، حرمت امام حسین را هتك میكنند، حرمت عزاداران حسینى را هتك میكنند، دلهاشان به درد مىآید، سینههاشان پر میشود از خشم؛ البته خوب، طبیعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى میخواهم عرض بكنم جوانهاى عزیز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى رویهاى، كمك به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میكنند - میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میكنند، هر روز مى آورند، من نگاه میكنم - مى بینم همین طور جوانها گلهمند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله میكنند كه چرا فلانى صبر میكند؟ چرا فلانى ملاحظه میكند؟ من عرض میكنم؛ در شرائطى كه دشمن با همهى وجود، با همهى امكاناتِ خود درصدد طراحى یك فتنه است و میخواهد یك بازى خطرناكى را شروع كند، باید مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خیلى باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاههاى مسئولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطى از قانون، بایستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظیفه ى قانونى و مسئولیت قانونى ندارند، قضایا را خراب میكند. خداى متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى».(1) بله، یك عدهاى دشمنى میكنند، یك عدهاى خباثت به خرج میدهند، یك عده اى از خباثتكنندگان پشتیبانى میكنند - اینها هست - اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخى از قضایا بشود، بىگناهانى كه از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهاى عزیز را، فرزندان عزیز انقلابىِ خودم را از اینكه یك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون.
مسئولین كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مىبینند؛ مىبینند مردم در چه جهتى دارند حركت میكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظیم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسئولین قوهى مجریه، مسئولین قوهى مقننه، مسئولین قوهى قضائیه، دستگاههاى گوناگون، همه میدانند كه مردم در صحنهاند و چه میخواهند. دستگاهها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینهى ادارهى كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سیاسى دارد، مسائل بینالمللى دارد، مسائل امنیتى دارد؛ صدها مسئلهی مهم پیش روى مسئولان كشور هست؛ باید اینها را انجام بدهند؛ باید كشور را مدیریت كنند؛ باید كشور را جلو ببرند. دشمن میخواهد با این حوادث، چرخهاى كشور از كار بیفتد؛ نباید به دشمن كمك كرد. دشمن میخواهد با اینگونه حوادث، چرخ پیشرفت اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن میخواهد چرخ پیشرفت علمى كه بحمداللَّه دور برداشته است و حركت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن میخواهد حضور سیاسى قدرتمندانه ى جمهورى اسلامى در عرصه هاى بینالمللى را كه امروز از گذشته بسیار بارزتر و پرجلوهتر است، مخدوش كند، خراب كند با این مسائل اینجورى؛ نباید به دشمن كمك كرد. بنابراین مسئولان باید كارهاى خود را در زمینههاى اقتصادى، در زمینههاى علمى، در زمینههاى سیاسى، در زمینههاى اجتماعى، در همهى زمینه هائى كه مسئولیتى دارند، وظیفهاى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همكارى هاى با دولت و مسئولین كشور هم باید ادامه پیدا كند. مردم هم كه حضور خودشان را در صحنه نشان داده اند.
بزرگترین ثروت براى یك نظام همین است كه مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حركت مردمى را خراب كنند؛ گفتند راهپیمائى حكومتى! بى عقلها نفهمیدند كه با این حرف دارند حكومت را تعریف میكنند؛ دارند از حكومت تمجید میكنند. این چه حكومتى است كه در ظرف دو روز - روز عاشورا (یكشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حركت عظیم راه افتاد - میتواند یك چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر كشور بكند؟ امروز كدام كشور دیگر، كدام حكومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوىترین حكومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان - كه ولخرجىهاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابكارى و تروریست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بكنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا كشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر كشور بیایند! اگر به دستور حكومت آمده باشند، این خیلى حكومت مقتدرى است؛ پس خیلى حكومت قوىاى است كه اینجور امكان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است كه در كشور ما حكومت و مردمى وجود ندارد - همه یكى اند - مسئولین حكومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر كدام قطرههائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.
رحمت خداوند بر روان پاك امام بزرگوارمان كه سلسلهجنبان این حركت عظیم، او بود؛ و رحمت خداوند بر روان پاك شهداى عزیزمان كه آنها بودند كه پیشروان و سابقون این حركت عظیم بودند، كه «و السّابقون السّابقون. اولئك المقرّبون»؛(2) اینها هستند كه راه را باز كردند، هموار كردند؛ و رحمت خدا بر شما مردم عزیز، بر شما جوانان عزیز، كه اینجور بصیرت و آمادگى را از خودتان نشان میدهید و دشمن را از دست اندازى به كشورتان و نظامتان و انقلابتان مأیوس میكنید. خداوند ان شاءاللَّه یار و نگهدار شما باشد.
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته
1) مائده: 8؛ «... و البته نباید دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنید؛ عدالت كنید كه آن به تقوا نزدیكتر است ...»
2) واقعه: 10 و 11؛ «و سبقت گیرندگان مقدمند. آنانند همان مقربان [خدا]»
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۸ ساعت 9:21 PM توسط علی اکبر ملکی
|